تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی - قسمت دوم : ماجرای اسید پاشی بر صورت داریوش

قسمت دوم : ماجرای اسید پاشی بر صورت داریوش

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

اسیدپاشی بر صورت داریوش

قسمت دوم

در خیابان آیزنهاور یک آپارتمان شیک اجاره کردم و آنرا به سادگی آراستم و مجددا با داریوش تماس گرفتم و او به من قول داد هفته ای دو شب به دیدنم بیاید و همین کار را  هم کرد و صاحبخانه من خودش شاهد است که داریوش هفته ای دو شب به دیدنم می آمد و هفته ای یک شب  هم خودم به سراغ داریوش می رفتم و او را با خود به منزل می آوردم تا اینکه یک روز که من به اتفاق داریوش به خانه اش رفتم در کشوی کمدی  که در اتاق خواب او بود مقداری عکس رنگی از گوگوش که کاملا تازه بود و آنها را در هیچ  نشریه ای ندیده بودم دیدم. از دیدن این عکس ها  خیلی ناراحت شدم و به داریوش گفتم این عکس ها اینجا چکار می کند . در جوابم گفت تو به اینها چکار داری من که به تو گفته بودم یک زن را دوست دارم . در جوابش گفتم  و این زن گوگوش است. گفت گوگوش  یا  زن دیگری  برای تو چه فرقی  می کند مهم این است که من زن دیگری  را به غیر از تو دوست دارم . گریه کنان از خانه اش خارج شدم و به منزلم برگشتم . دو شب گذشت و بعد که دیدم دیگر طاقت نمی آورم برای دیدنش یک دسته گل فوق العاده گران قیمت و قشنگ خریدم و به کاباره رفتم . داریوش با دیدن من گفت دیگر حاضر نیست مرا ببیند. با شنیدن این حرف بدون اینکه هیچ جوابی به او بدهم نگاهی به سر تا پایش  انداختم و گفتم من زندگیم  را فدای تو کردم برو و ببین چه بلایی به سرت می آورم و بعد بدون اینکه حرف دیگری بزنم روی از او برگرداندم و رفتم . شب بعد داریوش به سراغ من آمد ولی من در را برویش باز نکردم و او رفت .

یک ماه گذشت . من تصمیم خودم را گرفته بودم . می خواستم داریوش را نابود کنم  ولی بعد تصمیم گرفتم او را زجر بدهم . تحقیق کردم و فهیدم  که او شبها در پارک خرم برنامه اجرا می کند و بیشتر شبها همانجا هم می خوابد . دیروز صبح بالاخره برای عملی کردن تصمیم خودم دست به کار شدم و یک بطری اسید خریدم . ساعت 10 شب بود که به طرف پارک خرم رفتم . آنجا چون من تنها بودم اجازه ندادند من داخل شوم برگشتم به خانه رفتم . یک پوستیژ به سرم گذاشتم  و یک عینک بزرگ به چشمم و بعد به یک آژانس کرایه اتومبیل  تلفن زدم و خواستم که برای من یک اتومبیل شیک با راننده بفرستد . اتومبیل آمد و من سوار شدم . از راننده خواستم مرا در شهر بگرداند و بعد سر صحبت  را با او  باز  کردم  و کمی خودمانی شدم  و سپس وی را به پارک خرم دعوت کردم و او هم قبول کرد . به اتفاق به پارک خرم رفتیم  و من با دادن انعام خوب به گارسون نزدیکترین میز به سن را گرفتم و آنجا نشستم . و بعد خیلی پنهانی شیشه بزرگ اسید را که با هزار دردسر در سینه پنهان کرده بودم خارج کردم و روی میز گذاشتم . همه فکر می کردند داخل آن شیشه مشروب است حتی راننده خواست از آن بخورد ولی من به او گفتم برای خودش ویسکی سفارش بدهد. تا اینکه نوبت برنامه داریوش شد . روی سن آمد و دو آهنگ فریاد زیر آب و شقایق  را اجرا کرد و بعد مشغول خواندن ترانه نفرین نامه شد .اسید را از داخل شیشه درون یک لیوان ریختم و بعد در یک لحظه از جای خود بلند شدم و بروی سن رفتم . داریوش باز هم من را نشناخت . لیوان اسیر را بروی او پاشیدم و داریوش فریاد زد   سوختم . دیگر چیزی نفهمیدم . عده ای روی سر من ریختند و بعد وقتی به خودم آمدم که اینجا بودم  و بعد هم شما آمدید.

مریم که اسم اصلی او ماه سلطان  ش  است 28 سال دارد و دارای 6 فرزند است که کوچکترین آِنها  سه ساله است و بزرگترینشان 15  ساله. مریم می گوید  به هیچ وجه از کاری که کردم پشیمان نیستم . داریوش مرا بیچاره کرد  من هم خواستم او را بیچاره کنم .

نتیجه پزشکی قانونی      - داریوش در بیمارستان ..... چند ساعت پس از اینکه داریوش به علت جراحات وارده ناشی از سوختگی به وسیله اسید به بیمارستان مهر انتقال یافت خبرنگاران ما در بخش 3 بیمارستان مهر که داریوش در آن بستری است حضور یافتند  و با وی گفتگوی کوتاهی انجام دادند. داریوش که از طرف ناحیه راست صورت      گوش     گردن     سینه     دست راست  و قسمتی از ناحیه زیر شکم مجروح شده بود ابتدا در بخش اورژانس بیمارستان تحت یک سری معالجات اولیه قرارگرفت و سپس به بخش سوختگی بیمارستان انتقال یافت . به همراه داریوش اعضای ارکستر وی و محمود قربانی همسر سابق گوگوش در بیمارستان حضور  داشتند . داریوش در هنگا م  انتقال به بخش سوختگی بیمارستان در گفتگوی کوتاهی  با خبرنگاران در حالی که به سختی قادر به صحبت بود اظهار داشت که عمل این زن یک اقدام وحشیانه بوده و مریم با پاشیدن اسید به صورت وی او را تا آستانه مرگ کشانیده است . داریوش در مورد چگونگی این ماجرا و رابطه اش با مریم که بروی او اسید پاشید شنبه این هفته که حالش بهتر شده بود مجددا گفت  من وقتی بر روی سن برنامه اجرا می کنم قادر نیستم  به خوبی تماشاچیان  برنامه ام و آنها را که پایین سن نشسته اند ببینم چون اولا وقتی بروی سن می روم مسیولین  نور و پروژکتور  کاباره نور های رنگارنگشان را بر روی چهره من تنظیم  می کنند  و به دلیل انعکاس نور در چشم هایم  به خوبی قادر نیستم پایین سن و تماشاچیان را ببینم  و دوما من همیشه عادت  دارم موقع خواندن چشم هایم را ببندم . آن شب پس از اینکه دو ترانه اجرا کردم و می خواستم سومین ترانه ام را بخوانم  که برای یک لحظه چشم هایم را باز کردم و متوجه شدم یک نفر به طرفم می آید . فکر کردم یکی از تماشاچیان است که تقاضای ترانه مورد علاقه اش را دارد  اما همین طور به من نزدیک شد تا اینکه من متوجه لیوانی که در دستش بود شدم  و در یک لحظه  بر روی قسمتی از صورت و سینه ام احساس  سوزش شدید کردم . چند نفر از اعضای ارکستر من به موقع خودشان را به این زن رسانیدند و او را که می خواست باقیمانده اسید را بر روی من بپاشد گرفتند . من بلافاصله به پشت صحنه رفتم و عده ای آب سرد  زیادی روی تن و بدنم ریختند  و مقداری هم کره  به نقاط سوخته شده بدنم مالیدند  و بعد مرا به بیمارستان رسانیدند. داریوش سپس می گوید  من فکر می کنم این ماجرا توطیه ای  علیه من بوده  و من نه حالا  و نه هیچ وقت  هیچ گونه آشنایی  و ارتباطی  با این زن نداشتم  و واقعیت این است  که هر کجا من برنامه داشتم  او هم می آید  و البته یکی دو بار هم به من اظهار عشق کرده  بود و  همیشه جواب من  این بود که هرگز امکان ندارد رابطه ای میان من و او  به وجود اید  و او باید به سر خانه و زندگیش برگردد و دلیل از هم پاشیده شدن خانواده اش فقط و فقط خودخواهی های  این زن بوده . تکلیف او هر طور که باشد توسط قانون روشن خواهد شد و امیدوارم نتیجه این ماجرا برای دیگران عبرت امیز باشد .
پزشک معالج داریوش سوختگی داریوش را از نوع درجه 3 ذکر کرده و وسعت سوختگی  را زیاد می داند .  از اقوام نزدیک داریوش  فقط پدرش در بیمارستان حضور داشت و تنی چند از  دوستان  داریوش در جلوی اتاق وی حضور داشتند  و مانع از ملاقات  مراجعین با داریوش می شدند.
در ساعت 5 بعد از ظهر  روز پنج شنبه 27 مرداد ماه باز پرس کشیک دادسرای تهران با انجام تحقیقات لازم برای مریم زنی که به صورت داریوش اسید پاشیده بود قرار بازداشت موقت صادر کرد  و وی را برای انجام معاینات پزشکی  به پزشکی قانونی فرستاد .  به موجب قانون  اقدام  به اسید پاشی  در صورتی که منجر به قتل شود مجازاتی برابر اعدام دارد . در صورت نقص عضو متهم به پانزده سال حبس جنایی محکوم می شود  و در صورتی  که اسیدپاشی منجر به نقص  ظاهری شود مجازات کسی که اقدام به اسید پاشی نموده است از 2 تا 10 سال زندان  است .  رسیدگی به این پرونده  در حال حاضر در مراجع قضایی در دست اقدام است و نتیجه تحقیقات بعدا روشن خواهد شد .

گردآوری : حمید  8 خرداد 1386