تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی - four piece at four composer

four piece at four composer

 

نوشته شده توسط:hamid

Four  piece at four composer

 

 

 

1- آرمیک

هفته نامه زن روز شنبه 13 اسفند 1345

 

گروه پیکولو

یک سال می شود که بر و بچه های گروه پیکولو کارشان را شروع کرده اند. این گروه از چهار جوان مبتکر و با ذوق تشکیل شده است :

1-«ورژ» جازیست ، با صورتی بشاش و شاد : 26 ساله

2-« آرمیک» گیتاریست: یک مرد زن دار20 ساله.

3-«وانیک» نوازنده پیانو و ارگ با اندیشه های نو و خیلی شیطان: 23 ساله.

4- «پرویز»نوازنده بیس با اندام و چهره کلاسیک و موهائی شبیه لوئی شانزدهم : 26 ساله.

 

توضیح از مدیر سایت: تصور میکنم نوازنده بیس گروه پیکولو همان پرویز منصوری بهترین نوازنده گیتار بیس در دهه 50 باشد که در تمامی آهنگهای معروف دهه 50 صدای سازش شنیده می شود. در دهه 50 نوازندگانی چون پرویز منصوری ، آرمیک، زنده یاد خسرو پیشکاری (فلوت) ، روبرت نقلی (درامز) ، نونو، سروژ،   ناصر چشم آذر(پیانو) ، منوچهر بیگلری پور (ترومپت)  از پرکارترین افراد بودند.

 

ورژ و آرمیک قبلا در گروه دیگری کار می کردند ولی پس از مدتی به این فکر افتادند که خودشان دسته مستقلی تشکیل بدهند. در مورد اضافه شدن وانیک و پرویز به این دسته اعضای گروه حرف های خنده داری می زدند.

مثلا می گفتند : وانیک را یک روز در حالی که روی زمین چمباتمه نشسته و به دیوار تکیه داده بود پیدا کردیم و دیدیم که با دستهایش روی زمین پیانو می زند. گفتیم او را هم وارد دسته خودمان بکنیم و وقتی آمد دیدیم که کارش هم خوب است.

با بر و بچه های پیکولو بر سر گفت و گو نشستیم و این است آنچه گفتیم و شنیدیم:

س) شما بیشتر چه نوع آهنگ هائی را اجرا می کنید؟

ورژ : آهنگ های ایتالیائی را. گروه ما بیشتر به یک گروه ایتالیائی مشهور شده است و ما هم آهنگهای ایتالیائی را ترجیح می دهیم. البته از آهنگ های گروه های انگلیسی هم استفاده می کنیم منتها آنها را با تم های دیگری می آمیزیم.

س) تا بحال در کشورهای خارجی برنامه ای اجرا کرده اید؟

پرویز :هنوز نه . یک بار از ما درخواست کردند که به خارج از کشور برویم ولی هنوز در این مورد اقدامی نکرده ایم چون با یکی از باشگاه ها قراردادی داریم که مدت آن هنوز تمام نشده است.

س) پدر و مادرتان با کار شما موافق هستند؟

همه اعضای گروه گفتند : ما از نظر کارمان آزادی کامل داریم. حتی در دوران دبیرستان هم وقتی بیکار بودیم موزیک تمرین می کردیم . ما از ذوق و استعداد خودمان پیروی کرده ایم و پدر و مادرمان نیز این حقیقت را می فهمند .

س) درباره زندگی مدرن امروز و عشق و ازدواج نیز با اعضای گروه پیکولو صحبت کردیم و پرسیدیم : راستی درباره عشق چه می گویید؟

ورژ: شما را به خدا از عشق حرف نزنید که بد بلائی به سر من آورده است.نمی دانید همین عشق چه گرفتاری عجیبی برای من فراهم کرده است.

پرویز: من هم مدتی گرفتار عشق بودم آنقدر گرفتار بودم که اصلا خودم را فراموش کرده بودم . الحمدالله به خیر گذشتو تازه وقتی ماجرا تمام شد من فهمیدم که چه چیز کوچکی بوده و من چقدر بزرگش کرده ام.

آرمیک: من معنی عشق را به طور کامل دریافته ام ، چون زنم آرما عشق بزرگ من است.

وانیک: من فکر می کنم که اگر دروغ در عشق راه نداشته باشد این کلمه مقدس ترین کلمه دنیا خواهد بود . ولی متاسفانه در روزگار ما عشق اغلب با دروغ همراه است.

درباره دخترها چطور فکر می کنید؟

وانیک: وضع اجتماعی دخترهای ما خیلی بهتر شده حیف که شخصیت واقعی خود را فراموش کرده اند و فقط به فکر تقلید هستند.

آرمیک: من هم این طور فکر می کنم . دخترهای ما هنوز رشد کامل فکری پیدا نکردهاند.

پرویز: من فکر می کنم دخترهای ما باید سعی کنند بین مد و زیبائی و درسو تحصیل و تفریح تعادل منطقی بوجود آورند. من از دخرهائی که شب و روز سرشان توی کتاب فیزیک و شیمی است خوشم نمی آید اما دختری که مدام با موهای خودش ور می رود از این هم بدتر است.

ورژ: درباره دخترها از من نپرسید چون اگر بخواهم همه حرف هائی را که در دل دارم بزنم همه دخترها را اب خودم دشمن خواهم کرد. نه ، نه دختر ها را به جان من نیاندازید.

س) شما کتاب هم می خوانید؟

آرمیک: چرا که نه ، من از کتاب پر اثر ماتیسن و لبه تیغ اثر موام خیلی خوشم می آید.اصلا همه نوشته های سامرست موام خواندنی است.

پرویز: من ویکتور هوگو و بالزاک را ترجیح می دهم چون از دو کتاب زنبق دره و بینوایان خیلی خوشم آمد.

ورژ: چرا از همینگوی و خانم پرل باک حرف نمی زنید؟ هیچ وقت کتابی بهتر از خاک خوب نخوانده ام. از همه آثار ارنست همینگوی هم خوشم می آید.

س) از چه نوع فیلم هائی خوشتان می آید؟

پرویز: والله این روزها که از فیلم خوب خبری نیست. من هرگز خاطره وست ساید را فراموش نخواهم کرد.

ورژ: من از فیلم های درام و عشقی و وسترن خوشم می آید. مثلا فیلم حرفه ای ها را سه بار دیده ام. از فیلم های عشقی درام نیز هتل بین المللی را خیلی پسندیده ام.

وانیک: زیباترین فیلمی که من دیده ام لطافت صبح بود.

آرمیک: من از کمدی بیشتر خوشم می آید . پاتسی و جری لوئیس را بر همه هنرپیشگان دیگر ترجیح می دهم چون مرا می خندانند. از فیلم های عشقی پریش را بیشتر می پسندم

س) درباره ازدواج چه می گوئید؟

آرمیک: در مورد حقیر این مساله به طور کامل حل شده است چون با این که از دیگر رفقا کوچکترم خوشبختانه خیلی زود ازدواج کردم و دختری را که دوست داشتم پیدا کردم . آرما زن من سرچشمه همه خوشبختی ها و امیدهای من است.

ورژ: خوش به حال تو . من که هنوز دختری را که در جستجویش هستم پیدا نکرده ام . به هر حال معتقدم که هر جوانی باید ازدواج کند و هر چه زودتر بهتر.

پرویز : من تا سی ساله نشوم درباره ازدواج یک لحظه هم فکر نخواهم کرد. به نظرم یک مرد فقط بعد از سی سالگی شعور ازدواج پیدا می کند.

وانیک: من اصلا از کلمه ازدواج بدم می آِد. خیال می کنم یک سراب است که به دردسرهایش نمی ارزد. فعلا که چهل سال وقت دارم تا آن وقت هم خدا بزرگ است.

 

 

2) اسفندیار منفردزاده:

هفته نامه زن روز 30 مرداد 1350 شماره 333

آهنگسازی از زیر بازارچه

برنده بهترین موزیک متن فیلم ، موفقیت خود را مدیون حفظ سنت های اصیل ایرانی در موسیقی می دناد.

 

الو، آقای اسفندیار منفردزاده تشریف دارند؟

خودم هستم.شما کی هستید ؟

خبرنگار زن روز خدمتتون سلام عرض می کنه.

به به سلام ، چه عجب که بالاخره به یاد ما افتادید . توی این مملکت انگار سازندگان موزیک متن فیلم اصلا جز هنرمندان به حساب نمی آیند.

اختیار دارید ، ما آنقدرها هم بی ذوق نیستیم که چنین هنری را دست کم بگیریم . منتها در این مورد زیاد هم عجول نباشید. ماشااله شما که تا به حال دو بار موفق به اخذ جایزه سپاس شده اید دیگر نباید آنقدر ناشکر باشید.

مسئله ناشکری یا عجله در بین نیست. فقط دلخواه من این است که مردم ارزش این هنر ظریف را درک کنند و بدانند که ساختن موزیک متن برای یک فیلم با ساختن آهنگی برای یک خواننده زمین تا آآسمان فرق دارد. ساختن موزیک فیلم در مرحله اول نیاز به شناخت هنر سینما دارد و بعد درک تم اصلی قصه فیلم و آنگاه توجه به فرم مصورشدن قصه لازم است. بنابراین قیود ظریفی به دست و پای هنرمند پیچیده است که کار او را بسی مشکل می کند و این فرق دارد با کار آهنگسازان که هر وقت هوسش گل کرد برای خواننده ای یک تصنیف می سازد و یا احتمالا آن را از آهنگهای ممالک هم جوار کش می رود.

س) والله من نمی خواستم در این مورد سئوالی را مطرح کنم ولی حالاکه خودتان صحبت کش رفتن را پیش کشیدید بی اختیار به یاد اتهامی افتادم که چندی پیش در این زمینه به خود شما وارد آورده بودند ؟

اتفاقا من خیلی خوشحال می شوم که در این باره صحبت کنیم. زیرا یک دزد ممکن است از مجاکمه بیم داشته باشد ولی یک بی گناه از هیچ چیز نمی هراسد.چندی پیش ادعا شده بود که من موزیک متن فیلم قیصر را از موزیک متن یک فیلم فرانسوی توقیف شده کش رفته ام.این مساله تا جائی برای من ثقیل و غیر قابل هضم بود که دیدم اگر بخواهم به پاسخگوئی در مطبوعات قانع شوم نه تنها نتیجه بحث روشن نمی شود بلکه در این میان خود قافیه را باخته و سبب تبلیغی برای شخص مدعی می شوم. این بود که وکیل گرفتم و به دادگاه شکایت کردم و پیشنهاد دادم به خرج خودم چند موزیسین با صلاحیت و بی غرض از کشورهای مجاور به داوری بنشینند تا مسئله روشن شود. متاسفانه شخص مدعی با گرفتن وکیل و مراجعه به دادگاه اظهارات خودش را که در یک مصاحبه شفاهی به خبرنگار یکی از مجلات تهران گفته بود پس گرفت و با وساطت دوستان موضوع خاتمه یافت. مطلبی که در این جا لازم است متذکر شوم این است که زمزمه بود موزیک متن فیلم قیصر شبیه موزیک فیلم Z  (زد) است. من تصدیق می کنم که برای گوش های معمولی فقط شروع یک قسمت از چند قسمت موزیک من این توهم را بوجود می آورد ولی گوش های آشنا با موسیقی تفاوت این دو را به خوبی حس می کنند.

س) راستش گوش من هم جز گوش های معمولی است، ولی قول می دهم زبانم لق نباشد ، دلم می خواهد محرمانه به من بگوئید در ساختن موزیک متن فیلم قیصر از موزیک فیلم Z (زد) لااقل الهام نگرفته بودید؟

اولا فیلم قیصر و Z  همزمان با هم به نمایش گذاشته شدند و من موزیک فیلم قیصر را پنج ماه قبل از تاریخ نمایش ساختم و سه ماه قبل از نمایش ضبط کردم . ثانیا اگر حمل بر شعار دادن نشود من هم مثل کارگردان فیلم قیصر کاملا تحت تاثیر ایران و سنت های ایرانی هستم. من هم با کیمیایی زیر بازارچه متولد و بزرگ شده ام و ریشه افکارم در آن محیط آبیاری شده است، هنوز فضای بازارچه و معماری سنتی خانه های ایرانی و آنچه را که متعلق به خود ما و جز هویت ماست از یاد نبرده ام واگر اثری بوجود می آورم تحت تاثیر جذبه و نشئه همان دوران است. آن وقت چطور می توانم در ساختن موزیک از موزیک یک فیلم غربی الهام بگیرم؟

س) شما در زمینه موزیک تحصیلاتی داریدیا مثل کیمیائی خودرو هستید؟

تقریبا خودرو هستم ، منتها چون موسیقی هنری است که علاوه بر قریحه ذاتی نیاز به یاد گرفتن دارد ، این است که من قبل از ورود به دانشکده در این زمینه مطالعه شخصی داشتم و سه سال هم در رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا درس خواندم ولی چون معتقد به مدرک نیستم دانشکده را نیمه کاره رها کردم. حدود یک سال نیز در آلمان و اطریش در زمینه موسیقی مطالعه کرده ام.

س) علت این که شما همیشه ازصداهای گرفته برای چاشنی بخشیدن به موزیک متن استفاده می کنید چیست؟به عنوان مثال در فیلم قیصر از صدای سوسن و در فیلم رضا موتوری از صدای فرهاد استفاده کردید؟

صداهای گرفته صدایی است که وقتی شنیده می شود علاوه بر کلمات برای تماشاگر ناقل درد است ، دردی که با کلمات نمی شود گفت . به اعتقاد من قهرمانان فیلم های کیمیایی غالبا حرفی دارند که صریح نمی شود بیان کرد.

س) شما به عنوان یک کمپوزیتور با چند ساز ایرانی آشنائی دارید؟

من معتقدم که یک کمپوزیتور باید با تمام سازها لااقل آشنا باشد.

س) از این که فیلم قیصر سبب شهرت شما شد تا چه حد خود را مدیون کیمیائی می دانید؟

البته من کارم را بنا به اصرار و تشویق کیمیائی شروع کردم ولی همان طور که فیلم قیصر سبب شهرت من شد من هم کاری را که کیمیائی قبول کرده بود در حد رضایت او انجام دادم.

 

3) منوچهر چشم آذر             

هفته نامه جوانان دوشنبه اول تیر 1354

اخیرا یک مثلث هنری تازه با شرکت فریدون فرخزاد و منوچهر شچم آذر و فرشاد عشقی تشکیل شده و هدف اعضای مثلث ، ارائه کارهای خوب در زمینه شعر و آهنگ و اجراست.

( یک گندم از حسم ) و ( برای همیشه در حوصله من ) نام دو ترانه ای است که منوچهر چشم آذر آهنگ ساز جوان سازندگی و تنظیم آنها را به عهده داشته و اشعار این دو ترانه از کارهای فرشاد عشقی شاعر جوان و برادرزاده میرزاده عشقی شاعر بزرگ ایران است که با اجرای فرخ زاد مورد توجه قرار گرفته است.فرشاد عشقی که سال ها قبل ترانه ( زندگی تکرار تکرار است) او را با صدای فریدون فرخزاد شنیدیم اینک با سرعت به جانب مکانی بالاتر در ترانه سرائی می شتابد ( سخنی از عشق) نام آخرین شعر او می باشد که ممکن است او را کاندیدای جایزه فروغ نماید.

این جایزه که همه ساله در بهمن ماه توزیع می شود امسال طی مراسم باشکوهی که در هفته فروغ به مناسبت دهمین سال درگذشت او برگزار می گردد به برندگان آن اعطا خواهد گردید .

فریدون فرخزاد که مراسم این هفته را برگزار می کند و بنیانگذار جایزه فروغ و بورس تحصیلی فروغ فرخزاد می باشد به خبرنگار ما گفت : در گفتگو با هیئت ژوری که از 26 نفر سرشناس ترین چهره های هنری ایران تشکیل می شود قرار بر این گردیده که امسال بیش از همه به چهره های جوان و با استعداد توجه گردد.

تهران تهران و منوچهر چشم آذر

در کنار خبری که در بالا به نظرخوانندگان عزیزرسید اطلاع حاصل کردیم که منوچهر چشم آذر تنظیم آهنگ تهران تهران که فرامرز پارسی آن را خواهد خواند و یادآور روزهای اقامت این خواننده خوش صدا و هنرمند در آن سوی دریاها و هیجان بازگشت وی به تهران است به عهده گرفته و چشم آذر می خواهد این آهنگ را طوری تنظیم کند که اثری ماندنی برای شهر تهران باشد.

 

 

4) سیاوش قمیشی

 

هفته نامه اطلاعات هفتگی 29 اریبهشت 1357

این آهنگساز برای تیم ملی ایران و جام جهانی فوتبال آهنگ جدیدی ساخته است.

با نزدیک شدن تاریخ برگزاری مسابقات فوتبال جام آرژانتین که در خرداد ماه جاری انجام می گیرد خبرهای جالبی نیز در جوار برگزاری این مسابقات مهیج به گوش می رسد که شنیدن آنها خالی از لطف نیست. من جمله این که هفته گذشته سیاوش قمیشی آهنگساز معروف که تاکنون برای خوانندگانی چون داریوش و ستار و.. آهنگ های معروفی ساخته است ، آهنگ جدیدی در وصف تیم ملی ایران تدارک دیده است که آرژانتین 78 نام دارد. قمیشی قصد دارد شعری نیز برای این آهنگش تدارک ببیند و این آهنگ را به دو زبان فارسی و انگلیسی ضبط نموده و در طول برگزاری مسابقات جام جهانی پخش نماید.

 

نیمکت خاطرات:

فرزانه تاییدی ، بهروز به نژاد 1975

 

هفته نامه جوانان 23 تیر 1354

 

 توضیح از مدیر سایت:

پیش از انتشار مطلب ، عکس فوق را برای خانم تاییدی ارسال نمودم.

ایشان در پاسخ اینگونه مرقوم نمودند:

 

با سلام                                             

 

دوستِ نادیده حمید،از پیام محبت آمیز شما واقعآ سپاسگزارم.

 

 فرستادن این عکس،قبل از چاپ  نشان از ادب و حرفه ای بودن شما دارد که قابل ستایش است و بسیار مرا خوشحال کرد.(بعضی افراد از عکسهای سایت من استفاده میکنند،و حتا ماخذ را هم ذکر نمیکنند!!!)بگذریم.......

 

من و بهروز شاید بیش از 50 درصد عکسهای مطبوعاتیِ خود را توانسته ایم جمع آوری کنیم،ولی این عکس بخصوص را حتا بخاطر نداشتم !!و خاطرات بسیاری را برای هر دوی ما زنده کرد...............

 

در فرصتی کوتاه به سایت شما نگاه کردیم،خسته نباشید.

 

برای قدردانی از کار شما،آخرین عکسِ خودم و بهروز را به شما هدیه میکنم.این عکس تا بحال هیچ جا چاپ نشده.(البته برای آرشیو شماست ولی اگر خواستید چاپ کنید،در اختیار شماست،تنها نکته اینکه عکاس، خانم

CAROL BECKWITH

است که نامش باید ذکر شود).

 

برایتان آرزوی موفقیت بیشتر دارم،بهروز هم سلام و سپاس دارد.

 

                                                                         فرزانه تاییدی.لندن

                                                                         جولای 2009

 

فرزانه تاییدی و بهروز به نژاد جولای 2009-

Photo by carol  beckwith