تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی - آرش سزاوار

آرش سزاوار

 

نوشته شده توسط:hamid

آرش سزاوار

آرش سزاوار

 

روزی عقابی

ترانه و ملودی : آرش سزاوار

خواننده: یاور اقتداری

چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی

تکرار کند قصه ی روزی و عقابی

این آینه ی سنگی مغرور، چه بیند

جز خویش، که در دایره ی خویش نشیند

تردید ندارم که جهان زیر پر اوست

هر ره که رود سایه ی  او همسفر اوست

این مرغ ،  گذر از پل تدبیر ندارد

شاید خبر از گردش تقدیر ندارد

روزی که بگیرند از این چهره نقابی

وقت است کبوتر بزند نوک به عقابی

چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی

تکرار کند قصه ی روزی و عقابی

 

دوست نازنین پدرام عزیزاز سایت iranoldies در پرسشی از من در رابطه با سراینده ی ترانه ی حسود با صدای داریوش پرسیده و عنوان نمودند که در همه جا از ایرج رزمجو به عنوان ترانه سرای این ترانه یاد می کنند و چرا من از آرش سزاوار نام برده ام.

این موضوع بهانه ای شد تا از یکی از بهترین ترانه سراهای ایران یادی کرده باشم.

نخستین بار مصاحبه ای از آرش سزاوار را در هفته نامه اطلاعات هفتگی سال 51 13 دیدم که به شدت از افرادی که ترانه های ایشان را به نام دیگران مصادره کرده بودند گلایه داشت . در آن مصاحبه ایشان از همکاری هایش با داریوش ، گوگوش ، افشین ، فریدون فروغی ، نلی ، رامش و گیتی یاد کرده بود و چندی از ترانه هایش را نیز نام برده بود . ترانه هایی چون قصه ی قلب دو رنگی (نلی) ، زندون دل و غم تنهایی اسیرت می کنه ( فریدون فروغی ) و نمیاد نمیاد ( گوگوش) را از نمونه آثارش محسوب می نمود.

این مطلب را در سال 1381 خوانده بودم .همکاری ایشان با خوانندگان مختلف برایم محل سئوال و تعجب نبود ولیکن عنوان همکاری با داریوش سخت برایم تعجب برانگیز بود.چرا که تمام ترانه های داریوش را از بر می دانستم و از منبع درج ترانه سراهای ایشان که همانا سایت داریوش بود نیز چنین نامی را ندیده بودم.

تا این که به این سند دسترسی پیدا نمودم ومعما برایم حل شد.

آرش سزاوار کار حرفه ایش را از سال 1351 آغاز نمود و با ترانه نمیاد با صدای خانم گوگوش و ملودی حسن شماعی زاده شهره شد.

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد      صدای گریه بارون توی ناودون نمیاد

در همین سال ایشان ترانه ی حسود را بر ملودی پرویز مقصدی و با صدای داریوش منتشر نمودند . ترانه ای که 5 سال بعد و در سال 56 بار دیگر و این بار با صدای مرجان منتشر شد.

تو سینه این دل من می خواد آتیش بگیره          مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره

یکی حالا پیدا شده قدر اونو می دونه              رگ خواب یار من و رقیب من می دونه

اما مطمعنا شاخص ترین کار آرش سزاوار در این سال دو ترانه و آهنگ جاودانه با صدای فریدون فروغی است.

زندون دل و غم تنهایی اسیرت می کنه دو ترانه ای بودند که باعث شهرت فریدون فروغی شدند اگر چه یک سال پیش از این تاریخ فروغی خود 2کار دیگر نیز منتشر کرده بود.

غم تنهائی اسیرت می کنه        تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

و یا

عمریه غم تو دلم زندونیه                    دل من زندون داره تو می دونی

هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه        می گه من دوست دارم تو می دونی

جالب است که بر روی صفحه زندون دل به اشتباه  نام ویلیام خنو آهنگساز به عنوان ترانه سرای این اثر آمده که در نوع خود جالب است.

آرش سزاوار از معدود ترانه سرایانی است که کار ملودی سازی را نیز انجام میداد .

 از دیگر آثارپیش از انقلاب  آرش سزاوار می توان به ترانه های کی صداکرد من و ( مرجان ) ، ملودی ترانه ی سکه ماه (مرجان) ، نفس های تو ( مرتضی) ، اومدی ( شهره)، عروس نقره پوش ( رامش) ، گل هزارپر (گوگوش) اشاره کرد.

اما به اعتقاد من شاخص ترین آثار آرش سزاوار محصول فعالیت دوباره ایشان از سال 76 به بعد و همکاری ایشان با یاور اقتداری است. نخست ،  ترانه ی روزی و عقابی که برای سریالی به همین نام ساخته شد.

چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی             تکرار کند قصه روزی و عقابی

و آلبومی به نام آسمونی با صدای یاور اقتداری که از ساخته ها و سروده های آرش سزاوار  است.ترانه هایی چون صدایم کن ، پیر تار زن و جوانه و از همه معروف تر ایران من .

به اعتقاد من زیباترین اثر این آلبوم ، ترانه ی جوانه است البته مهم تر از همه اجرای بی نهایت زیبای یاور اقتداری .

جوانه زیر باران

پرنده در بهاران

نفس در سینه ی این خاکیان سبز

چراغ روشن افلاکیان سبز

زمین سبز ، آسمان سبز

کران تا بیکران سبز

می کارم جنگلی ،  بارش همه سبز

به دامانی که کوهسارش همه سبز

هراسم از تگرگ و از تبر نیست

مرا جز کاشتن ، فکری دگر نیست.

اخیرا نیز آلبومی با صدای خواننده ای تازه به نام سولماز منتشر گردید که تعدادی از آثار آرش سزاوار بدون اجازه ایشان در آن جا گرفته. البته نکته جالب ترانه هایی از ایشان است که پیش از این با صدای یاور اقتداری منتشر گردیده که باعث اعتراض رسمی آرش سزاوار نیز گردید.

با آرزوی سلامتی و تندرستی برای تمامی هنرآفرینان این دیار.

 

هفته نامه جوانان دوشنبه 16 فروردین 1355

آرش : به خاطر بدقولی «رامش» دیگر ترانه نمی سرایم.

آرش ترانه سرای معروف هفته گذشته اعلام داشت که خست و بدقولی های رامش او را به تنگ آورده است.

آرش درباره ناراحتی خود به خبرنگار ما گفت:

دو سال به خاطر بیماری قلبی بستری بوده و از هر گونه فعالیت هنری خود را دور نگه داشتم و دلم به ترانه های قدیمی و معروف خود  «نمیاد» گوگوش ، «حسود» داریوش ، «غم تنهایی» فروغی و «قصه قلب دو رنگی » نلی خوش بود.

سرانجام چند ماه پیش با انرژی تازه فعالیت خود را با «آخرین اسم آوازم» با صدای شماعی زاده شروع نمودم و بعد به دعوت «رامش» خواننده معروف ، ترانه ی «عروس نقره پوش » را بروی آهنگی از ناصر چشم آذر ساختم و رامش ضمن این که با همین ترانه تکانی خورده و موقعیتی بدست آورده به من وعده وعید فراوانی داد.

رامش حتی گفت می خواهم قرارداد دو سه ساله ای با هم ببندیم و دستمزد کلانی نیز پیشنهاد نمود. شاید تعجب بکنید ولی حقیقتی است که خانم رامش دستمزد اولین ترانه ام را نیز هنوز نداده و مرتبا مرا سر می دواند و هر گاه برای این منظور تلفن می کنم مرا به دیگران پاس می دهد و یا وعده سر خرمن!

راستش تا به حال درباره خست رامش خیلی چیزها شنیده بودم ولی تا برای خودم ثابت نشده بود باور نمی کردم.

شاید برای من مساله مادی این قضیه مهم نباشدولی این همه ناسپاسی و پشت پا به زحمت و محبت،  مرا دیوانه می کند. باید اضافه کنم در این میان با گوگوش با ترانه تازه«گل هزارپر» که از برنامه نوروز پخش شد همکاری آغاز نموده و ترانه «ترا می پرستم » را نیز برایش آماده کرده ام و این همه سپاسگزاری و محبت گوگوش شرمنده ام می کند واز ناسپاسی و خست رامش  در عجب مانده ام .

حالا یا من دستمزد خود را به طور کامل از رامش می گیرم و او را به وظیفه اش آشنا می سازم و یا در صورت شکست ترانه سرائی را می بوسم و کنار می گذارم.

نیمکت خاطرات

بهروز وثوقی . هفته نامه ستاره سینما شنبه 19 مرداد 1353

 

 بهروز وثوقی

 

 



نمایش نظرات 1 تا 30