تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی - برای قلندر ترانه:اردلان سرفراز(قسمت اول)

برای قلندر ترانه:اردلان سرفراز(قسمت اول)

 

نوشته شده توسط:hamid

 

برای قلندر ترانه : اردلان سرفراز(قسمت اول)

پرسش و پاسخ های من و اردلان سرفراز

اردلان سرفراز: ترانه ی تکیه بر باد از من نیست.اشتباهی در کتاب سال صفر آمده.

اردلان سرفراز

 

کیفر شکستن دل تو رو ، من دارم با چه عذابی پس می دم

هر نفس مردن و زنده شدنم ، اینه قیمتی که هر نفس می دم .

یه طرف شکستن پای فرار ، یه طرف منت خلق روزگار

تن سپردن به تحمل خزون ، به امید بی سرانجام بهار

من که از سپیده ها جاری شدم  ، ته این ظلمت چاه چه می کنم

من که از قید تنم رها بودم ، توی این شکنجه گاه چه می کنم .

می دونم که این همه شکستگی  ؛ کیفر شکستن تو هست و بس

من بدی کرده ام اما تو ببخش ،  راحتم کن از عذاب این قفس .

 

 

دیرگاهی است که می خواهم از قلندر ترانه بگویم . از پیر ترانه : اردلان سرفراز. بدون تعارف بگویم با ترانه های هیچ ترانه سرایی ،  به اندازه آثار ایشان احساس هم ذات پنداری نکرده ام. تو گویی که خالق این همه آثار خود من بوده ام. یک سال است که در نیت جمع آوری و شناسنامه دار کردن سال انتشار و عرضه آثار ایشان می کوشم و در این پروژه تلاش دارم تا با جمیع جهات تاریخ واقعی و دقیق انتشار ترانه های اردلان سرفراز را ذکر کنم.

اما پیش از هر چیز این نکته را گوشزد کنم که می بایست تفکیک و تفارق جدی در باب سال سرایش ، سال اجرا و سال انتشار ترانه قائل شد. به دیگر زبان این که ترانه دریک تاریخ توسط ترانه سرا به مرحله سرایش می رسد که این تاریخ را ما نمی دانیم. سپس توسط خواننده به اجرا می رسد که در پیش از انقلاب با توجه به نزدیکی عمیق نشریات با کانون موسیقی و کارورزان ترانه و موسیقی ،  گاها پیش از انتشار ترانه ، اخباری حاکی از اجرای ترانه ها در نشریات منتشر می شد که خود می تواند منبع مستدلی جهت بررسی باشد.

و در نهایت تاریخ انتشار ترانه که روایت گر دست اول آن ، منابع مکتوب در زمان انتشار هستند چون هفته نامه های هنری که در این پروژه نیز تکیه نخستین بر روی همین منابع می باشد.

باری ،  در این مقاله تلاش دارم تا تاریخ انتشار واقعی ترانه های اردلان سرفراز را برای ثبت در تاریخ روایت کنم . در این راه پرسش هایی نیز برای خود من پیش می آمد که آنها را با خود اردلان سرفراز نیز  در میان گذاشتم اما متاسفانه به دلیل گذشت 40 سال از آن روزها طبیعی است که حافظه ایشان یارای پاسخ گویی به این پرسش ها را نداشته باشد. به هر روی این است پرونده هنری اردلان سرفراز در پیش از انقلاب.

اردلان سرفراز در مرداد 1329 در داراب زاده شد. دوران تحصیل خود را در داراب و شیراز پشت سر گذاشت تا این که در سال 1348 در کنکور سراسری در رشته روان شناسی پذیرفته شد و به تهران کوچید.اما این که چرا می گویم سال 48 ، به این دلیل که هفته نامه اطلاعات هفتگی در تابستان سال 52 در مطلبی عنوان نموده که ایشان در رشته روان شناسی از مدرسه عالی پارس فارغ التحصیل شده و اگر یک حساب سرانگشتی کنیم متوجه ماجرا خواهیم شد.این که ایشان تا پیش از سال 48 کار ترانه کرده باشند را بعید می دانم.چون طبیعتا ترانه می  بایست  بر روی ملودی ساخته می شد و این کار نیز بدلیل این که ایشان تا این تاریخ دسترسی به جامعه هنری نداشته اند کاری بعید می نمایاند.اما مطمعنا ایشان به مانند بسیارانی تجربه شعر را از دوران کودکی داشته اند که در کتاب سال صفر ایشان می توانید نمونه تجربه های ایشان را نیز تا پیش از سال 48 مشاهده نمایید.

به هر حال حضور اردلان سرفراز در تهران اولین جرقه برای شروع کار ترانه سرایی بود.اما نخستین ترانه ای که من از اردلان سرفراز در نشریات پیش از انقلاب دیده ام ترانه نمکدون منتنشر شده در پاییز 1349 و با صدای عارف و با آهنگی از عطا الله خرم است. افشین سرفراز در مقدمه کتاب سال صفر نخستین ترانه های ایشان را قصه شهر سکوت و اگه یه شب تو برگردی دوباره با صدای عارف و محمد نوری می دانند.خود اردلان در پانویس ترانه اگه یه شب تو برگردی دوباره  ، تاریخ زمستان 1348 را عنوان نموده اند . یعنی دقیقا ترم اول دانشگاه. اما با توجه به بررسی های فراوان ،  تصور می کنم این ترانه و هم چنین قصه شهر سکوت مربوط به دو سال بعد از این تاریخ  باشند . یعنی بعد از منتشر شدن ترانه هایی چون نمکدون با صدای عارف  و  ترانه آن روز فراموشم نمی شه با صدای گوگوش در پاییز 1349.

 

 

اردلان سرفراز در کتاب از ریشه تا همیشه درباره شروع کار ترانه سرایی خود این گونه می گوید:

در روزگار دانشجویی به پیشنهاد پسر عموی مادرم حسین سرفراز برای گذران زندگی با رادیو ایران ارکستر جوانان همکاری خود را به عنوان ترانه سرا آغاز کردم . هنرمندانی چون محمد سریر ، حسن شماعی زاده ، پناهی ،پرویز غیاثیان ،  غلامرضا شاهوردی به رهبری دلسوزانه ی میخائیلیان هسته اصلی آن گروه را تشکیل دادند.

از اردلان سرفراز درباره پرویز غیاثیان پرسیدم و  این که اولین ترانه هایی که من از شما در نشریات سابق دیده ام ترانه ی آن روز فراموشم نمی شه  با صدای گوگوش منتشر شده در پاییز 1349 و هم چنین ترانه ی می گردم دور دنیا با صدای زنده یاد پوران هر دو ساخته ی پرویز غیاثیان هستند ؟

ایشان در این باره این گونه می گویند:

همان گونه که در کتابم هم اشاره کرده ام در زمان دانشجویی برای خرج تحصیلی با برنامه جوانان رادیو ایران کار می کردم. آقای غیاثیان هم در ارکستر آن برنامه کار می کردند که با ایشان همکاری داشتم و 2 ترانه ای که نام بردید حاصل آن همکاری است.

آن چیز که کاملا روشن است اردلان سرفراز در سال 1349 در ارکستر جوانان رادیو با پرویز غیاثیان همکاری داشته و آثاری نیز به مرحله انتشار رسیده .

ترانه ی آن روز فراموشم نمی شه که در واقع اولین ترانه اردلان سرفراز برای گوگوش نیز هست در پاییز 49 منتشر شد.

یه روز غروب تو کوچه ها بارون می اومد               چیک چیک صدای گریه ی ناودون می اومد

بارون دونه دونه ، از هر سو روون بود.                   مرغ خسته اون شب ، کنج آشیون بود.

هنوز اون روز فراموشم نمی شه ، که با دست قشنگت روی شیشه       

کشیدی عکس قلبی و نوشتی          واسه امروز و فردا و همیشه.

 

البته پیش از این ترانه ، اثری به نام نمکدون  با صدای عارف و با آهنگسازی عطاالله خرم نیز از اردلان سرفراز منتشر شد . دقیقا در مهر 1349 که هفته نامه اطلاعات هفتگی نیز متن این ترانه را منتشر نمود.

ای که نگات می خندید همیشه بر نگاهم      ای که می خوندی هر شب تو کوچه چشم به راهم .

از اردلان سرفراز درباره ترانه ی نمکدون می پرسم :

اولین ترانه ای که من از شما در مجلات قدیمی دیده ام ترانه نمکدون با صدای عارف در سال 49 بود. می خواستم بدانم که آیا پیش از نمکدون ، ترانه دیگری هم شما سرودید؟ آیا ترانه نمکدون با صدای عارف اولین ترانه شماست؟ پیش از این ترانه چه ترانه ای را کار کرده بودید؟

اردلان سرفراز در باره ی این ترانه این گونه می گویند:لطف کنید آن ترانه را فراموش بفرمائید . حکایتش طولانی است... اما اولین کارهای جدی پخش شده ، شهر سکوت و خیلی دیره (عارف) ، و جاده (  گوگوش ) می باشد.

یکی دیگر از کارهای سال 49 سرفراز ترانه ی می گردم دور دنیا با صدای پوران است.

اگه تو اون ور دنیا که بری             من تو رو یه روزی پیدا می کنم

اگه صد تا دیو تو رو طلسم کنن         من میام طلسمتو وا می کنم.

میام دره به دره ، میام صحرا به صحرا         میام خونه به خونه ، می گردم دور دنیا

همان گونه که مشاهده می کنید ترانه های نخستین سرفراز ، به مانند دیگر کارورزان ترانه تا این تاریخ ترانه هایی عاری از تکلف و پیچیدکی کلامی  هستند . ترانه ی نوین هنوز به مرحله زایش نرسیده اگر چه در پاییز این سال شهیار قنبری ترانه ی مرد تنها را برای فیلم رضا موتوری سرود که با توجه به این که این اثر را درساختار ترانه نمی توان گنجاند و بیشتر به شعر بی وزن و نو تقارب دارد پس تا این تاریخ یعنی تا پایان سال 49 اثری از ترانه ی نوین نیست.

در مجموعه آثار منتشر شده در سال 1350 هیچ کاری از اردلان سرفراز در نشریات این سال ندیدم. دلیلی کاملا مبهم. خود سرفراز دراشارتی کوتاه در کتاب از ریشه تا همیشه صفحه 39 این گونه می گویند:

در کنار ترانه سرایی که فقط اسم من بود و نه اندیشه های تازه ای که داشتم و هر از گاهی قلمی در مطبوعات می زدم . پس از یک سال که من به هزار و یک دلیل همکاریم را با رادیو قطع کردم...

تصور می کنم این یک سال همان سال 50 باشد که هیچ کاری از ایشان منتشر نمی شود.

هفته نامه جوانان 24 خرداد 1355

اردلان سرفراز

اما به سال 1351 می رسیم . سالی که سرفراز گویی به میلادی تازه می رسد. سال ترانه هایی از جنس ترانه نوین.

ترانه ی نوین در سال 1350 با دو ترانه ،  قصه دو ماهی و جمعه سروده شهیار قنبری و با صدای گوگوش و فرهاد به میلاد می رسد.

در سال 1351 همکاری اردلان سرفراز و حسن شماعی زاده آغاز می شود. شماعی زاده ملودی می سازد و سرفراز بر روی آن کلام می گذاردو واروژان بزرگ آنها را تنظیم می کند.نمی دانم می بایست به چه زبانی از واروژان صحبت کرد ولی تا این اندازه بگویم که واروژان لباس فخر و سربلندی بر پیکر ملودی های شماعی زاده پوشاند.واروژان ، شماعی زاده را شماعی زاده کرد. این جمله را با تمام وجودم می نویسم . امیدوارم به کسی بر نخورد.

همکاری شماعی زاده و سرفراز در تابستان 1351 آغاز می شود. با ترانه ی گریه با صدای امیر رسایی .

ای برای گریه کردن بهترین بهانه ی من                 ای که درمونی نداره ، درد دور از تو نشستن

از پس پرده ی اشکام ، جای خالیتو می بینم              داره بی تو کنده می شه ، دلم از میون سینه م .

پس از این ترانه ، دو ترانه حالا خیلی دیره و شاید بدونی با صدای عارف و ملودی حسن شماعی زاده منتشر می شود.

شاید یکی از نخستین ترجیع بندهایی از اردلان سرفراز که بر سر زبان ها افتاد:

تو اگه با من باشی ، قلبت می میره                      گرمی دست تو رو ، دستام می گیره

چی می شد اگر تو رو ، زودتر می دیدم                حالا می بینم تو رو، ولی خیلی دیره.

هفته نامه سپید و سیاه 23 آبان 1352

اینجا لازم است این توضیح را بدهم که حسن شماعی زاده کار آهنگسازی اش را از سال 51 آغاز نمود. اردلان سرفراز نیز این ترانه ها را بروی ملودی های شماعی زاده می نوشت. پس محال است این ترانه ها پیش از این تاریخ سروده شده باشند.یعنی از تاریخ سرایش وانتشار ترانه ها نمی توانست مدت زیادی گذشته باشد.

اولین همکاری جدی سرفراز و گوگوش ترانه ی دوراهی است که در این سال منتشر می شود.

شدیم از یاد یکدیگر فراموش      دو راهی بین ما بگشوده آغوش

از آن عشقی که در ما شعله می زد    به جا مانده اجاقی سرد و خاموش.

دراوخر پاییز  1351 اولین همکاری اردلان سرفراز و داریوش به بار می نشیند. ترانه ای به نام دستای تو که برای فیلم دشنه ساخته می شود.

ای که بی تو خودم و تک و تنها می بینم                  هر جا که پا می ذارم تو رو اونجا می بینم.

این فیلم در 30 آذر 1351 اکران شد.

اما روایت حسن شماعی زاده از تولید ترانه ی دستای تو اردلان سرفراز و با صدای داریوش :

پس از شروع کار آهنگسازی من در سال 1351 ، داریوش برای یک آهنگ به من مراجعه نمود.زمستان 1351 این ترانه را در استودیو ال کوردوبس با ارکستر واروژان که شامل 14 نوازنده بود ضبط کردیم.پس از اجرا ، این ترانه به شورای شعر رادیو رفت و رد شد. دلیل هم آن که پس از برنامه شش و هشت، صدای داریوش از تلویزیون ممنوع شده بود. واروژان که در آن سالها به ساختن موسیقی متن فیلم رو آورده بود لذا قراردادی با آقای مصیبی برای فیلم دشنه بسته بود. این ترانه در ماشین واروژان برای آقای مصیبی گذاشته می شود و او از این ترانه خوشش می آید. مصیبی با پافشاری به من گفت که این ترانه را از رادیو و تلویزیون پخش نکنید تا اولین بار در فیلم پخش شود. بی خبر از همه جا که پخش  صدای داریوش ممنوع شده است. سپس برای قرارداد به تک تک کمپانی ها سر زدیم ولی هیچ کدام از آنها با ما قرارداد نبستند چون از ریسک کردن می ترسیدند و می گفتند چون صدای داریوش پخش نمی شود ما هم نمی توانیم قرارداد ببندیم . الیاس نامی به من گفت به میدان 24 اسفند نزد جهانگیر طبریایی برو و در آنجا قرارداد بسته شد و صفحه همزمان با فیلم پخش شد.

اما مطمعنا شاخص ترین کار سرفراز در سال 51 ، ترانه ی جاده با صدای گوگوش  است که برای فیلمی به همین نام  به کارگردانی شهباز ذوالریاستین ساخته می شود.این فیلم در22 اسفند 51 به مرحله پخش می رسد.

خدا گریه ی مسافر و ندید          دل نبست به هیچ کس و دل نبرید

آدم و برای دوری از دیار          جاده رو برای غربت آفرید.

حسن شماعی زاده  درباره این ترانه می گوید:

در زمستان 1351 ، ترانه ی جاده را ساختیم. برای کامل کردن صفحه ،  ترانه ی کیه کیه را نیز پشت صفحه جای دادیم.

اما بلاشک پرکارترین سال هنری اردلان سرفراز در سال 1352 رقم خورد. همکاری گسترده ایشان با حسن شماعی زاده و ترانه های فراوانی که ایشان در این سال بر روی ملودی های شماعی زاده ساخت .

در اردیبهشت 52 ترانه ی چشم من با صدای داریوش ساخته می شود.ترانه ای در فراق پدر.جالب است که بر روی صفحه اینگونه نوشته می شود : پخش از رادیو و تلویزیون ها ممنوع. در حالی که پخش صدای داریوش از تلویزیون ممنوع بود.

در تابستان 1352 ترانه دو پنجره ساخته می شود.

توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن               دو تا خسته دو تا تنها ، یکیشون تو یکیشون من .

اما به اعتقاد من شاخص ترین ترانه ی سرفراز تا این تاریخ در این سال نوشته می شود.

من و گنجشکای خونه و دوپنجره با صدای گوگوش و اجاق و مرداب با صدای شماعی زاده.

ترانه ی اجاق یکی از بی نظیرترین آثار سرفراز است.ولی ای کاش این ترانه با صدایی ماندگار تر به مرحله ی اجرا می رسید. صدایی چون داریوش یا فرهاد و فروغی.

غریب و گنگ و بی فریاد ، اجاقی سرد و خاموشم         نفس هام سرد و یخ بسته ، زمستونه تو آغوشم

یه روز تو سینه ی سردم هزاران شعله برپا بود             تنم فانوس شب سوز شبای سرد یلدا بود.

اجاق یکی از  نخستین اثار اجتماعی سرفراز است. روایت گری از جامعه ای خاموش که شاعر آن را در قالب اجاق می بیند.

اما عاشقانه ترین اثر سرفراز نیز البته از دیدگاه من ، در این سال زاده می شود.

من و گنجشکای خونه ، دیدنت عادتمونه                  به هوای دیدن تو ، پر می گیریم از تو لونه

یکی دیگر از ماندگارترین ترانه های سرفراز در تابستان 52 ترانه ی مرداب با صدای شماعی زاده است. در واقع مرداب ، نخستین اثر اجتماعی شاعر است.

حسن شماعی زاده در مصاحبه ای در تابستان 1352 با هفته نامه اطلاعات هفتگی عنوان نمود که تاکنون 8 آهنگ برای گوگوش ، 2 آهنگ برای عارف و داریوش  ساخته ام و نام های آن بدین شرح است:

دو پنجره ، اون منم ، جاده ، کیه کیه ، من و گنجشکای خونه ، من و تو ، دو راهی ، حالا خیلی دیره ، شاید بدونی ، دستای تو.

 

همکاری شماعی زاده و سرفراز در سال های 51 و 52 به این ترانه ها رسید:

گریه ( امیر رسایی ) ، شاید بدونی ، حالا خیلی دیره ( عارف) ، دو راهی ، جاده ، کیه کیه ، اون منم ، بمون تا بمونم ،کولی ،  غریب آشنا ، من و تو ، دو پنجره ، گنجشکای خونه ، مرداب ، همزاد، کوه ، کویر (گوگوش) ، دستای تو ، چشم من (داریوش) ، پرنده ( سیمین غانم) ، سفر، اجاق ، اسم تو  ( شماعی زاده ) ، آینه ها ( فرهاد) ، عاشقانه ( کورش یغمایی ) ، غروبا قشنگن ، لالایی( رامش)

 

هفته نامه سپید و سیاه چهارشنبه 30 آبان 1352

 

همانگونه که مشاهده می کنید اردلان سرفراز ظرف مدت 2 سال ، 27 ترانه بر روی ملودی های شماعی زاده ساخت. همکاری پرثمر و تاریخی که متاسفانه در سالهای بعد به شکل تدریجی و متناوب انجام شد .

سرودن ترانه های ماندگار اردلان سرفراز در سال 1352 سبب شد تا در نظرسنجی هفته نامه جوانان در این سال به عنوان بهترین ترانه سرای ایران معرفی شود.

اما در سال 1353 همکاری اردلان سرفراز با گوگوش و شماعی زاده قطع شد.

البته در این سال اردلان سرفراز به سراغ نورسیده ها و خواننده گان جوان رفت و ترانه های خود را از حنجره ی آنان بیرون کشید. ترانه ی ماهی تنگ بلور و دلم تنگه ( فریاد یک درد ) را به خواننده ی تازه کار لیلا فروهر داد بر روی ملودی پرویز مقصدی و هم چنین ترانه ی زمزمه و گل کاغذی را بر روی ملودی تورج شعبانخانی  به اکی بنایی خواننده تازه کار و خواهر پوری بنایی داد.اَ