تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

مصاحبه اختصاصی photomusic  با مسعود امینی ترانه سرای مقیم لس آنجلس

مسعود امینی و فریدون فروغی

 دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره          لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

چشای همیشه گریون آخه شستن نداره          تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

در این شماره باید عنوان کنم که یکی از رویاهای من در زمینه کار اطلاع رسانی به حقیقت پیوست و آن هم مصاحبه یک ساعته من با مسعود امینی شاعر و ترانه سرای معترض دهه 50 و امروز سرزمینمان بود که پس از هماهنگی های لازم به وقوع پیوست. مسعود امینی به اعتقاد من معترض ترین ترانه سرای دهه پنجاه بود که می توان با مرور آثار او به این مسئله رسید. در این مصاحبه که با فروتنی فراوان ایشان همراه بود برای اولین بار مسعود امینی به بازگویی تاریخ ناگفته ترانه سرایی و موسیقی معترض ایران پرداخت و با ذکر ماجراهایی ذهن مرا به سمت و سویی تازه کشاند. در ضمن ایشان در پایان قسمت اول مصاحبه که به بررسی آثار پیش از انقلاب ایشان مربوط است عنوان نمودند که روز گذشته در دفتر مجله جوانان با حضور مهدی ذکایی ، نادر صدیقی ، فرهنگ فرهی و حبشی بر روی وبلاگ شما آمدم و به مهدی ذکایی یادآور شدم که مطالبی را که شما چهل سال قبل نوشته اید را یک جوان در گوشه ای از ایران به بازگویی نشانده و هر مطلبی که خلاف واقعیت باشد ثابت می شود و اگر امروز نیز هر مطلب خلافی را شما منتشر کنید آیندگان خلاف آنرا اثبات می کنند .

قسمت اول مصاحبه من با مسعود امینی :

 سئوال ) جناب امینی ، با تشکر از حضورتون در این مصاحبه . دوست دارم در ابتدا یک بیوگرافی از خودتان برایمان شرح دهید؟

با سلام . من مسعود امینی هستم. متولد سال 1328 تهران . بخش 6 . بزرگ شده خیابان شهباز . مادرم اهل خیابان امیریه هست و پدرم اهل خیابان باغ فردوس مولوی  . مجموعا 5 برادر و خواهر هستیم . 3 برادر و 2 خواهر به طوریکه در نوار شبانه آخر که اوایل انقلاب منتشر کردیم یک ترانه ای هم دارم به اسم هفت سر عائله.

  سئوال ) پس در واقع شما هم محله ای آقای ستار هستید نه ؟

دقیقا . من هم محله ای ستار ، بهمن مفید ، مسعود کیمیایی ، اسفندیار منفردزاده ، هایده ، جمال وفایی ، شورانگیز ، فردین ، و هم چنین عبدالکریم سروش در خیابان شهباز هستم.

سئوال ) با عبدالکریم سروش هم آشنایی داشتید؟

البته ایشان یک نسل بعد از ما هستند اما خوب با خانواده ایشان آشنایی داشتم.

سئوال ) دوران تحصیلی را در کدام مدارس گذراندید؟

دبستان طاهر تنکابنی و گروه فرخی در باغ فردوس مولوی و دبیرستان فرخی و دبیرستان حکیم در میدان ژاله درس خواندم که هم مدرسه ای با کسانی چون پرویز قلیچ خانی ، علی پروین ، گودرز حبیبی ، منوچهر حبیبی ، مهدی مناجاتی ، در دبیرستان حکیم بودم.

سئوال ) آقای امینی . من در آرشیوم اولین ترانه ای که از شما دارم ترانه نمی دونی تو بدون با صدای خانم گوگوش هست مربوط به پاییز 1349 آیا این اولین ترانه شما بود ؟

نه ، نه من قبل از این تاریخ در واقع به عنوان نوازنده در گروه های بسیاری فعالیت می کردم. در ابتدا گروه سه نفره ای با فریدون فروغی و همایون خواجه نوری داشتیم که یک ارکستری بود که من هم جاز می زدم. در گروهی به نام هیپیا هم نوازندگی می کردم . در گروه کتس هم کار کردم. با ابی لیتلز هم همکاری داشتم..در کاکوله در خیابان قصرشیرین هم کاباره ای بود که فعالیت می کردم .در زیر میدون ونک خیابان توانیر کانتری کلاب بود که با گروه لیتلز کار کردم. در کتس با سیاوش قمیشی همکاری داشتم.به عنوان نوازنده در هیپیا ، گروه لیتلز ، کتس که با بلک کتس شهبال فرق داشت و سپس گروه فلاورز کار کردم.  تا این که به گروه فلاورز پیوستم و همراه این گروه صفحه ای را منتشر نمودم که شامل ترانه های من بود. در واقع اولین ترانه های من در گروه فلاورز بود . من از دوران نوجوانی شعر می نوشتم. و هم چنین کار نوازندگی می کردم. از نوازنده های آن دوران می توان به هوشنگ شاهوردی ، خسرو پیشکاری ، ناصر کامدار و منوچهر یاد کرد و در گروه هیپیا هم فرنوش ، سعید و تورج حضور داشتند. البته عکس های زیادی از آن دوران در سایت من www.  Masoudamini1.com   موجود هست که می توانید ببینید. در واقع نخستین ترانه های من در گروه فلاورز بود و بعد ترانه هایی را برای ضیا سرودم که همان ترانه لب لب لب من  بود که منتشر شد.

مسعود امینی

 سئوال ) آقای امینی برگردیم به ترانه های شما یکی از جنجالی ترین کارهای شما ترانه پیر با صدای ابی هست دوست دارم در این باره توضیح بفرمائید؟

ترانه پیر با آهنگی از منصور ایران نژاد ضبط شد . آهنگسازی که آهنگهای شب ( خورشید تو خوابه چشماشو بسته ) با صدای ابی و رهایی با صدای داریوش ساخت. این ترانه پس از صفحه شدن و انتشار توسط ساواک جمع آوری شد . چرا که در این ترانه به سیستم معترض شده بودیم.آنجا که من می گویم بسه بسته ها رو رها کنید خوب و از بد سوا کنید بر فقیران این ستم ها تا به کی  و همین امر باعث شد تا صفحه ترانه را کاملا جمع آوری کنند. پس از آن ترانه من و دل را با آهنگی از بابک افشارو صدای داریوش  کار کردم.

 سئوال ) این ترانه درشهریور 1352 منتشر شد ؟

متاسفانه تاریخ ها را به یاد نمی آورم . ممنون که یادآوری می کنید.پس از من و دل ترانه رهایی را با صدای داریوش ضبط کردیم با آهنگی از منصور ایران نژاد و تنظیم مشترکی از محمد شمس و کاظم عالمی .که اجرای این ترانه با صدای داریوش منجر به دستگیری من و داریوش شد.

 سئوال ) آقای امینی . اگر خاطرتان باشد چند سال پیش داریوش مصاحبه ای با رادیو bbc داشت و درباره دستگیری اشان در سال 53 همراه با شما و دیگر کارورزان ترانه صحبت هایی را انجام دادند که داریوش میرباقری در رادیو صدای ایران آقای عباس پهلوان را روی خط برنامه آوردند و ایشان علیه داریوش صحبت هایی انجام دادند. درهمان برنامه شما هم روی خط برنامه آمدید و از داریوش  دفاع کردید.؟

البته فکر کنم سعید قائم مقامی بود نه میرباقری .

 سئوال) نه نه دقیقا خاطرم هست که داریوش میرباقری بود

بله به هر حال من روی خط اومدم و عنوان کردم که این صحبت ها چیست که شما می گویید. چرا تاریخ را عوض می کنید.

 سئوال ) آقای امینی شما چه مدت در زندان بودید؟

من در سه نوبت در زندان بودم. یکبار یک ماه ، بار دوم 5 ماه و مجموعا نزدیک به یک سالی زندان بودم.

 سئوال ) البته آقای داریوش در 6 شهریور 53 دستگیر شدند؟فصل بازی های آسیایی تهران ؟

اگر داریوش 6شهریور دستگیر شده من هم دو یا سه روز بعد دستگیر شدم.

سئوال )همراه با شما شهیار قنبری و جنتی عطایی هم دستگیر شدند ؟

بله شهیار را یک روز بعد ، ایرج را هم چند روز بعد آزاد کردند.

سئوال) البته آقای جنتی عطایی  در کتابی به نام مرا به خانه ام ببر عنوان نمودند که داریوش به خاطر ترانه بن بست دستگیر شده؟

نه ، ترانه بن بست چند ماه قبل از این تاریخ منتشر شده بود . حتی داریوش ترانه بوی گندم را هم خوانده بود . در واقع پس از بوی گندم ،  داریوش ترانه رهایی من را خواند و دیگر سیستم نتوانست ما را تحمل کند و همه ما را دستگیر کرد. در واقع با ترانه رهایی بود که مسئله علنی شد..من یادم می آیِد که ترانه رهایی را به خانواده شهید مهدی رضایی تقدیم کرده بودیم یا ترانه قاصدک را که فریدون فروغی خواند به مناسبت اعدام خسرو گلسرخی سرودم.در ترانه رهایی آنجا که می گویم کتاب کهنه دیگه خوندن نداره منظورم همان کتاب  انقلاب  سفید شاه و ملت بود . معلوم است که ما را تحمل نمی کنند.

 سئوال ) آیا با داریوش هم سلول بودید ؟

من نزدیک به دو ، سه ماه با داریوش هم سلولی بودم.البته این را بگویم که من و داریوش ابتدا در دو سلول انفرادی مجزا بودیم. من در سلول شماره 13 زندان اوین و داریوش در سلول شماره یک. البته من تا پیش از روز چهارم آبان نمی دانستم که داریوش در سلول روبرویی من قرار دارد. در روز 4 آبان ماه یک سری شکلات برای زندانیان به نام شکلات داداش زاده می آوردند و بین زندانیان تقسیم می کردند که وقتی وارد سلول من شدند من آنها را نخوردم. روز 9 آبان مجددا وارد سلول من شدند. وقتی در سلول باز شد داریوش را در سلول انفرادی  روبرویی خودم دیدم که در گوشه سلول نشسته بود و از آنجا بود که من دانستم داریوش هم در آنجا زندانی است.پس از آن روز من را به بند عمومی زندان اوین منتقل کردند که افرادی چون کورش لاشائی و یک سری از مهندسین کشاورزی که برای توسعه کشاورزی فعالیت می کردند ولی در واقع درس چریکی می دادند و یا پمپ بنزین آتش می زدند در آن بند عمومی حاضر بودند. البته در ابتدای دستگیری من در کمیته مشترک ضد خرابکاری در شهربانی واقع در میدان توپخونه زندانی بودم که در آنجا با بعضی از نیروهای مجاهدین خلق مثل موسی خیابانی یا مسعود رجوی هم بند بودم. بعد که ما را به زندان اوین منتقل کردند از بندهای دیگر می شنیدیم که مثلا چه کسان دیگری در آنجا زندانی هستند . به هر حال ما بچه مسلمان بودیم. خیلی ها نمازخوان  بودندو....

 سئوال ) آقای امینی شما دراوایل سال 53 با خانم آتوسا پناهی که از بازیگران سریال مراد برقی بودند ازدواج کردید؟

نه خیر من ازدواج نکردم . بلکه یکبار که ایشان مرا در مجلسی دیدند عاشق من شدند ولی ازدواجی اتفاق نیفتاد.  من به یک نوار فروشی در خیابان فرح رفته بودم که دیدم یک افسری آمدند و عنوان کردند که ایشان از من شکایت کرده . وقتی نزد دادستانی رفتم دادستان بیان نمود که باید با ایشان ازدواج کنم تا از زندان بیرون بیایم. من هم گفتم من در زندان باقی می مانم ولی با ایشان ازدواج نمی کنم. من ازطریق یکی از عموهای ناتنی ام که در شهربانی کار می کرد و با رئیس زندان قصر دوست بود صحبت کردم و ایشان گفتند که برو دادگاه قبول کن و سند را امضا کن و بعد از 24 ساعت بعد هم طلاق بگیر که همین کار را کردم.

مسعود امینی و علی رضا میبدی

 سئوال ) در اوایل سال 54 هم با خانم دینامیک که از خوانندگان وقت بودند ازدواج کردید درسته ؟

بله. دو سه روزبعد از این  که من از زندان اوین آزاد شدم منزل ما به کنار پارک ساعی کوچه آبشار  منتقل شده بود . در خیابان یوسف آباد در حال گذر بودم که دیدم خانم دینامیک با bmv جلوی پایم ترمز زدند. از آنجا بود که با ایشان آشنا شدم و مدتی بعد ازدواج کردم. اگر چه پدرم به شدت مخالف این کار بود و می گفت چرا  پسر من باید با یک مطرب ازدواج کند و همین مخالفتها باعث شد تا مدتی بعد از هم جدا شویم.

 سئوال ) آقای امینی آیا  در حال حاضر مجرد هستید؟ آیا فرزندی ندارید؟

بله من خوشبختانه مجرد هستم. البته بعد از آن صاحب یک فرزند پسر هم شدم در 29 سال پیش که بیشتر از یک ماه برای آن بچه پدر نبودم و بعد ازآن هم دیگر او را ندیدم. شنیدم که چند مدت پیش از ایران به اروپا آمده و از یکی از دوستانم سراغ من را گرفته ولی چون نمی خواهم او دیگر شریک دردهای ما در اینجا باشدو هیچ وقت هم من را ندیده .....

 سئوال ) آقای امینی . چند سال پیش، پس از مرگ فریدون فروغی در ایران کتابی منتشر شد به نام خفته در تنگنا که شامل مصاحبه هایی با فریدون فروغی بود و در آن مصاحبه صحبتهایی را ایشان ذکر نمودند. از جمله در مورد شما که گفته بودند: شما از معدود کسانی بودید که ترانه های به شدت سیاسی می گفتید  تا حدی که هیچ خواننده  و آهنگسازی جرات نمی کرد روی آنها کار کند . بعدها فهمیدم که او خودش یکی از عوامل ساواک بوده است دوست داشتم در این باره صحبت بفرمایید؟

بله . یکی از دوستانم در سوئد به نام آقای عباس هژیر که عضو حزب سبز سوئد نیز هستند در کنفرانسی که حزب جمهوری خواهان در اینجا داشتند این کتاب را به من دادند . واقعا شرم آور است. مجموعه ای از دروغ ها و تحریف ها در این کتاب منتشر شده .حتی من از طریق یکی از ناشرین در ایران این مسئله را پیگیری کردم تا این که متوجه شدم ناشر آن بعدها رئیس اطلاعات زاهدان منصوب شده . مثلا گفتند که فریدون فروغی جلوی شاه رفت و ترانه همیشه غایب را خواند وبعد بیرون آمد. یک مشت دروغ و اراجیف را به اسم کتاب جمع آوری کرده اند . خود شما  که در آنجا هستید . عین این می ماند که شما پیش آقای خامنه ای بروید و یک شعر بر ضد ایشان بخوانید . خنده دار است.

 سئوال ) یا مثلا در آن کتاب گفته شده که ترانه خاک را ساواک به در خانه فریدون برده  همراه یک چک و فریدون چک را پاره کرده ولی از شعر خوشش آمده و آنرا اجرا نموده ؟

این هم یکی دیگر از دروغ های این کتاب است. چرا که اصلا زمانی که من ترانه خاک را نوشتم در زندان اوین بودم. در آن زمان که ما در زندان بودیم مثلا ایرج جنتی عطایی ترانه رسول رستاخیز را نوشت. من هم ترانه خاک را درزندان نوشتم. اصلا قرار نبود این ترانه را فریدون اجرا کند. این ترانه را قرار بود مازیار بخواند که من شعر آن رابه  منوچهر چشم آذر دادم. منوچهر چشم آذر در حال حاضر حی و زنده حاضر است. که بعد فریدون روی این شعرآهنگی ساخت و منوچهر هم تنظیم کرد. 98 در صد مطالبی که در این کتاب آمده چیزی جز دروغ نیست .من قویا تکذیب می کنم. خدا را شکر می کنم که من بدون هیچ پشتوانه ای از خیابان شهباز آمدم .خدا هم لطف کرده اگر من به جایی رسیدم. گفتند ترانه هایش را خودش نمی سروده بلکه خواهرش می سروده . و از این دست دروغ ها و اراجیف که در این کتاب هست.

 سئوال ) از ترانه هایی که پیش از انقلاب سرودید حرف بزنید؟

با فریدون فروغی ترانه های قوزک پا ، خاک ، سال قحطی ، و قاصدک را بر روی فیلمی به نام کیفر  و با آهنگی از بابک افشار کار کردم.با داریوش ترانه  من ودل ، رهایی ، با ابی  ترانه پیر ، جدائی ،  با فرزین ترانه دم بگیرین ، بانی ، جنوبی ، با عارف ترانه ماشین دودی  ، با ستار ترانه آب با آهنگی از منوچهر چشم آذر کار کردم. با مرحوم مازیار ترانه سالار را با آهنگی از محمود قراملکی ،با  افسرشهیدی ترانه جدایی ( روزی که از تو جدا شم روز مرگ خنده هامه) ، هایده ترانه حرف تازه با آهنگی از انوشیروان روحانی ( من از تو منتظر یه حرف تازم) ، شماعی زاده ترانه مهمونی ( کنج دیوار هشتی مون پرستو لونه کرده ) ، کامران ترانه بوی تن تو و...ترانه ای با صدای مرتضی با آهنگی از لقمان ادهمی که الان حضور ذهن ندارم و بسیاری از ترانه های دیگر را  کار کردم.

ببینید .بعضی از ترانه های قدیمی ام باعث خنده من می شود.  به هر حال این ترانه ها بخشی از شناسنامه من محسوب می شود. شاید من بعضی از کارهای دیروزم را دوست نداشته باشم چرا که اندیشه امروزم را بیشتر می پسندم. از لحاظ شکل و تعریف علمی.

 سئوال ) ترانه بوی تن تو کامران را ابی هم خوانده . کدام یک زودتر ترانه را اجرا کردند ؟

کامران ابتدا ترانه را خواند و بعد ابی آنرا بازخوانی کرد.

  سئوال ) با خانم حمیرا هم پیش از انقلاب همکاری داشتید ؟

نه  پیش از انقلاب با حمیرا کار مشترکی نداشتم ، بعد از انقلاب با هم همکاری کردیم.مثل بهاربهاره امسال ، پرنده های دربدر ، قناری .

 سئوال ) در زمان انقلاب بسیاری از هنرمندان فعالیتهایی درباره انقلاب انجام دادند مثل اسفندیار منفردزاده که ترانه بهاران خجسته باد یا وحدت با صدای فرهاد را کار کرد آیا شما هم در این زمینه فعالیت داشتید؟

بله در همان روزها آلبومی توسط من و خسرو پیشکاری به نام از قیام تا شهادت با صدای منوچهر سخایی و محمد اتابخشی  ضبط کردیم. که این آلبوم که نزدیک به هشتصد هزار تومان فروش داشت را به جبهه ملی و دکتر حصیبی از یاران دکتر مصدق پیشکش کردیم و پول آن را به خانواده شهدای انقلاب تقدیم کردیم. در آن اوایل پیش از آنکه قطب زاده به تلویزیون بیاید در تلویزیون فعالیت می کردیم. خاطرم هست که یک روز بچه ها ،  خاله شاه را دستگیر کرده بودند. مادر سهراب مهوی . و نزد ما آورده بودند که بسیار گریه می کرد . ما هم به او گفتیم نترسید . او را به خانه اش که می گفت اجاره ای است بردیم و دو آدم مسلح را نیز برایش گذاشتم تا از او حفاظت کنند. بعد هم گفتند مسعود امینی صد میلیون از خاله شاه پول گرفته و او را آزاد کرده.ما انقلاب کردیم که ظلم نباشد نه این که آدم بکشیم.متاسفانه ما چوب همه را خوردیم. همین مسئله  نیز باعث شد تا خلخالی ما را دستگیر کند . در کرج  ما را دستگیر کردند ما را به اصطبهل جهانبانی بردند و در آنجا زندانی کردند . موها و نصف سبیل ما را هم تراشیدند و بعد به زندان قصر منتقل کردند .

پس از آن نیز آلبومی به نام شبانه آخر با علی رضا میبدی منتشر کردیم با حضور خوانندگانی چون کامران ، مرحوم رضا منفرد ،علی صادقی ،  شوریده ، افسر شهیدی و معین که ترانه یکی را دوست می دارم از من  در آن آلبوم خواند.پس از انتشار این آلبوم از کشور خارج شدم و یک نسخه از شبانه آخر را همراه خودم بیرون آوردم و در اختیار رادیو عراق ، رادیو باکو قرار دادم و یک نوار تبدیل به میلیون ها نوار شد. . در سال 58 از کشور خارج شدم . از طریق کردستان به عراق رفتم . پس از آن به فرانسه رفتم و از طریق فرانسه هم به اسپانیا منتقل شدم.

سئوال ) آقای امینی قرار بود کتابی از شما به نام دو رکعت عشق که شامل 102 تا از ترانه های شماست منتشر شود آیا این اتفاق افتاد یا خیر ؟

نه متاسفانه . موفق به انجام این کار نشدم. به هر حال گرفتاری های کاری باعث شده تا این کتاب منتشر نشود.

توضیح از مدیر وبلاگ :

این قسمت اول مصاحبه من با مسعود امینی ترانه سرای معترض در دهه پنجاه بود . در ضمن از دوستان درخواست می کنم چنانچه سئوالی از جناب امینی در زمینه ترانه و آثاری که ایشان منتشر کرده اند دارند در قسمت کامنت ها منتشر کنند تا در قسمت دوم مصاحبه ام با ایشان این سئوالات را مطرح کنم.ایشان با فروتنی و تواضع بی حد و حصری به تمامی پرسش ها با روی باز پاسخ می دهند و از بیان هیچ موضوعی نیز به قول خودشان ابایی ندارند.همان گونه که مشاهده می کنید مجموعه ای از ترانه های معترض در دهه پنجاه توسط ایشان سروده شدند که متاسفانه در فضای اطلاع رسانی حاکم هیچ ذکری از آنها نیامده. البته در قسمت دوم اگر به بررسی آثار ایشان در بعد از انقلاب بپردازیم می توانید به قضاوت صحیحی درباره تعهد یک ترانه سرا و هنرمند رسید.

 

 



نمایش نظرات 1 تا 30