تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

پرده اول : به مناسبت درگذشت اریک تنظیم کننده فرانسوی

گمشده

خواننده: مرجان

شعر: بهروز رضوی

آهنگ: فریبرز لاچینی

تنظیم: اریک

سال انتشار: 135۷

اونی که می خواستی تو غبارا گم شد

مرغی شد و پشت حصارا گم شد

اسم تو رو رو بال مرغا نوشت

رو کنده ی سبز درختا نوشت

یه روز که بارون می اومد بهش گفت

یه روز دیگه رو موج دریا نوشت

دریا با موجاش اونو از خودش روند

مرغ هوا گم شد و اونو گریوند

باد اومد و تو جنگلا قدم زد

اسم تو رو از همه جا قلم زد

ببین جدایی چه به روزش آورد

چه سرنوشتی که براش رقم زد.

 

پرده دوم : نقدی بر گفته های فریدون خوشنود

فریدون خوشنود

چند هفته پیش فریدون خوشنود آهنگساز قدیمی موسیقی پاپ مهمان برنامه سه شنبه شبهای رادیو پیام بود. برنامه ای که هر سه شنبه ساعت ده شب پخش می شود واهالی موسیقی جدید و قدیم در رابطه با آن به ایراد سخن می پردازند.فریدون خوشنود را قدیمی ترها بیشتر می شناسند . آهنگسازی که در دهه پنجاه کارش را آغاز کرد و آهنگهای به یادماندنی فراوانی را خلق کرد. ایشان در این مصاحبه پیرامون موسیقی در بعد از انقلاب فرمایشاتی را بیان نمودند و از همکاری خود با علیرضا افتخاری، محمدحشمتی و دیگران بالیدند وصداهایشان را تحسین نمودند.. اما در پایان این مصاحبه آنجا که مجری برنامه از ایشان در رابطه با کارهای قدیمی و پیش از انقلاب ایشان سئوال نمودند و از ایشان خواستند چند تا از کارهای قدیمیشان را نام ببرند جناب خوشنود در کمال ناباوری عنوان کردند که دوست ندارند در رابطه با کارهای قبل از انقلابشان صحبت کنند و آن کارها آثار قابل ذکری نیستند. برای من که حداقل شنونده کارهای جناب خوشنود بوده ام و در این مقال می توانم لیست بلند بالایی از آهنگ های ایشان را فهرست کنم شنیدن این سخن باعث تاسف و تاثر تمام شد.البته برای کسی که در تمامی این سالهای بعد از انقلاب تنها دلخوشیش منتظر ماندن برای فرارسیدن بهمن ماه وشنیدن آهنگ الله الله خود با صدای رضا رویگری از تلویزیون برادر ضرغامی است آن هم بر روی تصاویر گلوله و دشنه دیگر توقعی نمی توان داشت.

 فریدون خوشنود کار آهنگسازیش را سال 1352 با مهستی آغاز کرد و یک سال بعد خواننده جوانی به نام نوش آفرین را کشف نمود و به جرات می توان گفت تمامی آهنگهای پیش از انقلاب نوش آفرین را ساخت . او در سال 1354 آهنگ ترانه همیشه ماندگار مستی با صدای هایده و با شعری ماندگار از اردلان سرفراز را ساخت. در اواخر سال 1354 با لیلا کسری (هدیه)آشنا شد.شاعری که شعر نو می سرود و در این زمینه دو کتاب را هم منتشر کرده بود. اما به درخواست و پیشنهاد فریدون خوشنود رو به ترانه سرایی آورد و با اولین ترانه خود به نام دعای سحر با صدای هایده  وبا آهنگ فریدون خوشنود رسما ترانه سرا شدودر این راه ترانه های ماندگاری را بر روی آهنگ های فریدون خوشنود  ارائه نمود.در سال 55 فریدون خوشنود آهنگهایی از جمله ترانه هراس با صدای ستار( گریه هام کوه صبور و می شکنه) ، صدای زنگوله ها (ستار) ، شب مرد تنها( ابی)( شبی با خیال تو همخونه شد دل     نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل) شاخه نبات (مهستی)( بگو در شبای توچی می گذره     بی من از شبای تو کی می گذرهغم دنیا(مهستی)( غم دیروز و غم امروز و فردا تو دلم) رنگهای انار (نسرین)  ، هیچ ، خط ساحل ، خلقت ،کاکلی،حوا،  راهبه(نوشافرین)، در سال 56  شب ویرونی با صدای ستار وشعری از اردلان سرفرازو.....را ساخت.

با این همه کار به یاد ماندنی و کارهای زیبای دیگر که در این میان از آنها نام برده نشد ایشان برایشان خفت بار است که از آثار دوران طاغوت یادی به میان آورند. جناب خوشنود که به یک باره با شنیدن صدای انقلاب همچون دیگر بزرگان عرصه هنر چه خواننده چه ترانه سرا و چه آهنگساز به صف انقلابیون پیوست در گرماگرم روزهای انقلاب برای ادا کردن دین خود به امت همیشه در صحنه آهنگ الله الله را با صدای رضا رویگری ساخت. (ایران ایران ایران رگبار مسلسل هاست)تا هر سال در سالگرد انقلاب از سیمای جمهوری اسلامی چون پتک بر روان مردم رژه برود.

راستی آیا برای شخص جناب خوشنود با این همه آثار درخشان در دوران پیش از انقلاب که امروزه روز بعد از سی سال هنوز شنونده خاص خود را دارد نام بردن از حداقل نام ترانه ها و یا نام بردن از نام ترانه سرایان آثار ایشان برایشان خجالت آور است.آیا ایشان حداقل از روح پاک لیلا کسری (هدیه) شرمنده نیستند که با اصرار شخص ایشان یعنی جناب خوشنود روی به ترانه سرایی آوردند اما امروز به سادگی با بیان چند جمله که آن آثار در خور نام بردن هم نیستند از این ماجرا می گذرند . آیا به اعتقاد ایشان ترانه مستی با صدای هایده و ترانه ماندگار اردلان سرفراز لیاقت حتی نام بردن را هم ندارد. آیا این ترانه حداقل کمتر از آثار این سالهای ایشان با صدای حشمتی و افتخاری ودیگران است؟ راستی آیا جناب خوشنود سی سال پیش هم این گونه می اندیشیدند. تاریخ که حرف دیگری را می زند.ایشان سی سال پیش در مصاحبه ای با مجله جوانان که تصویر آن را هم می توانید ببینید و متن کامل آنرا هم نمی آورم تا ایشان بیش از اینها شرمنده نگردند در باره موسیقی و ترانه این گونه گفته اند:ترانه های امروز ارزش فوق العاده ای دارند .

فریدون خوشنود

استفاده از موزیک مدرن در موسیقی کشور یک تحول چشم گیر است و از ترانه های جدید مستی با صدای هایده ، دعای سحر (هایده ) ، شاخه نبات(مهستی) ،هراس(ستار) ، و رو خط ساحل را انتخاب می کنم. یعنی ایشان در جواب پرسش گر که اگر بخواهید نام پنج ترانه برتر موسیقی پاپ را نام ببرید نام کدام ترانه ها را خواهید آورد ایشان فقط از آهنگ های خودشان نام برده اند.

و یک سئوال دیگر که از ایشان دارم و بسیار دوست می دارم ایشان این پرسش من را بی پاسخ نگذارند این است که اگر ایشان اعتقادی به آثار پیش از انقلاب خود  نداشتند پس چگونه است که به خود اجازه می دهند تا ترانه دعای سحر زنده یاد لیلا کسری و با صدای هایده را بازخوانی اسلامی کنند  و توسط محمد حشمتی تولید مجدد شود و از صداو سیمای برادر ضرغامی پخش گردد و نام متبرک ایشان هم در مقام آهنگساز قید گردد.   

پرده سوم:مصاحبه با  پرویز مقصدی پدر موسیقی مدرن ایران

مطمعنا همگان با نام پرویز مقصدی آشنا هستید. آهنگسازی که تاریخ موسیقی ایران بلا شک مدیون اوست. آهنگسازی که بعد از انقلاب ایران به سکوتی 28 ساله پرداخت و هیچ کار موسیقیایی انجام نداد ، در هیچ محفل و محیط هنری حاضر نشد و یک سکوت تلخ و طولانی را آغاز نمود. امروزه روز هم در امریکا اما در شهری غیر از لس آنجلس و دور از هیاهوی هنری زندگی می کند.

شاید برای شما هم تعجب آور و پرسش انگیز باشد که چرا آهنگسازی نظیر پرویز مقصدی که در واقع آغاز کننده موسیقی پاپ و از نوع مدرن آن است این گونه از دنیای موسیقی کناره گیری نموده.برای این منظور یکی از آخرین مصاحبه های ایشان در زمان حضورشان در ایران را برایتان نقل می کنم تا بدانید حدیث مکرر قصه موسیقی این سرزمین سر دراز دارد و تا زمانی که مردم این سرزمین و اهالی موسیقی و هنر با بزرگانی نظیر مقصدی این گونه برخورد می کنند ما در هیچ زمینه ای به رشد و عقلانیت نمی رسیم.

هفته نامه جوانان دوشنبه 16 آبان 1356

پرویز مقصدی : من هرگز فکر نمی کردم«خوانندگان »اینقدر نمک نشناس باشند.

مقصدی نمی داندباید کجا زندگی کند؟ به امریکا بازگرددیا بماند.

پرویز مقصدی آهنگساز مشهورکه برای اقامت همیشگی به امریکا مهاجرت کرده بود بعد از چند ماه دلش هوای وطن کرد وبه ایران بازگشت و حالا بر سر دو راهی مانده که بماند یا برگردد.خبرنگار جوانان که از بازگشت وی اطلاع حاصل کرده بود به دیدار وی شتافت و با وی به گفتگو نشست.

مقصدی چه گفت:

مقصدی در پاسخ این که چرا زندگی خود را فروختی و به امریکا رفتی در حالی که کار تو و آثار تو ایرانی است و متعلق به این مملکت گفت : راستش بزرگترین عامل سفر پر از دلتنگی من به امریکا نمک نشناسی خوانندگان بود که از فکر و ذهن و اثر من به همه چیز رسیدند و قدر نشناختند.

20 سال پیش

مقصدی به خبرنگار جوانان گفت: بیست سال پیش وقتی اولین آهنگهای خود را برای اجرا به خوانندگان سپردم هیچ گاه فکر نمی کردم تا این حد دستم بی نمک و خوانندگان نمک نشناس باشند. شما کافی است نگاهی به کارنامه زندگی خصوصی و هنری هر آهنگسازایرانی بیاندازید و بفهمید که درد بزرگ من چیست؟

من به عنوان آهنگساز در حقیقت خالق اثر هنری هستم و در این میان خواننده به همه چیز می رسد و من هنوز اندر خم یک کوچه ام. هر بار که خواننده تازه نفسی پیش من آمده ، آنقدر مودب ، مهربان و محجوب بوده که دگرگون شدم و گفتم که مقصدی خودشه ...همون کسی که دنبالش می گشتی ...همون که قدر زحمات تو را خواهد دانست و نمک نشناسی نمی کند . وقتی اولین آهنگ را به او می سپردم هنوز سربزیر و آرام بود ولی وقتی با دومین و سومین آهنگ جان می گرفت و نامه های عاشقانه دخترها ، پیشنهادات و قراردادها را پیش چشم می دید رنگ عوض می کرد و دیگر مرا نمی شناخت.

باورتان می شود ؟ همین عکس العملها و همین قصه های غم آلود تکراری آهنگسازوخواننده مرا ناامیدو دل شکسته ساخت و ناگهان تصمیم گرفتم برای همیشه به کشوری غریب بروم.و آنجا برای غریبه ها آهنگ بسازم و یا اصلا برای دل خودم بسازم و به کار آزاد بپردازم و زندگی را بگذرانم.

تحول در موزیک

حتما می دانید که من اولین آهنگسازی بودم که در موزیک ایرانی تحولی بزرگ و دور از انتظار بوجود آوردم وبا کمک هارمونی غرب، ملودی های ایرانی را دچار دگرگونی ساختم و یک موزیک مدرن به مردم ارائه دادم. در این راه خوانندگانی را ساختم و به شهرت و محبوبیت و ثروت رساندم . حتما خودتان می دانید:

ویگن، گوگوش ، آرتوش، رامش، عارف، داریوش، افشین مقدم، کیوان ، نلی، ماسیس، اونیک ، لیلا فروهر و بالاخره مرجان که البته هنوز به درستی این آخری را بررسی نکردم و امیدوارم غیر از بعضی همکاران خواننده باشد.

گردن کج

بعضی از این دوستان خواننده را به یاد می آورم که با گردن کج و لبخند معصومانه نزدم آمدند ، آهنگهایم را خواندند و وقتی جیبشان پر پول شد ناگهان همه چیز را فراموش کردند ، حق شناسی و قدردانی که نکردند هیچ بنده را به جا هم نیاوردند و از همه اینها گذشته کلی هم طلبکار شدند ، چون به اصطلاح خرشان از پل گذشته بود ، من که ابتدا جناب آقای پرویز مقصدی بودم کم کم آقای مقصدی بعد پرویز آقا ...بعد پرویز آنگاه اون آهنگسازه شدم.و بعد دیگر مورد شناسایی هم نبودم . راستی افسوس ندارد ناامیدی و دلسردی بوجود نمی آورد؟

آهنگهای موفق

مقصدی ادامه می دهد: من آهنگهای موفق را ساختم ، خواننده به ثروت ، محبوبیت، و ویلا و اتومبیل آخرین سیستم و موقعیت عالی رسید . کمپانی نوار وصفحه بر اندوخته بانکی خود افزود و من در پرداخت قسط ها واماندم و مجبور شدم شب و روز با هم کار کنم و تنها دلم خوش بود که گاه در جائی نام من نیز همراه فلان آهنگ موفق بیاید ولی چه فایده ؟ این قسمت آخری هم چنگی به دل نمی زند چون دیگر هر کسی از راه رسیده آهنگساز و خالق اثر شده است. هر کسی دنبال شعر و آهنگ دوید و به نتیجه نرسید ناگهان خودش آهنگساز وترانه سرا شد چون ضابطه و مقررات و قانونی ندید.

خب !من این ها را دیدم .دلم گرفت ، مدتی سکوت کردم و بعد هم ویلا و اثاثیه خود را فروختم و با همسر و بچه هایم به امریکا رفتم تا برای همیشه در این دیار بمانم ولی بعد از چند ماه دیدم یک آهنگساز که در فضای ایران بزرگ شده و آثارش را خلق کرده در دیار غریب دلش می گیرد و شدیدا احساس غربت می کند حالا برگشته ام تا آخرین تصمیم خود را بگیرم ....که آیا با این وضع بسازم و دم نزنم و یا برای همیشه دست از کار بکشم و راهی دیار غریب بشوم ...حالا تنها یک دو راهی بزرگ روبروی خود دارم و یک تصمیم عاقلانه و قطعی . بمانم یا بروم ؟ به هر حال  در این باره فکر خواهم کرد.