تبلیغات
www.photomusic.ir موسیقی در مجلات قدیمی

 

نوع مطلب :ترانه سرایان، آهنگ سازان ،

نوشته شده توسط:hamid

 

تکرار تاریخ و طنز زمانه                                                               

  

     تهران - مرداد ۱۳۵۴                 توضیح از مدیر وبلاگ:                                                                                                                      

آبازار داغ ترانه و موسیقی و خوانندگان جور واجور برپاست و کاست های جدید ،خوانندگان تازه و آلبوم های پرسروصدا خون تازه ای بر پیکر این صنعت دمیده اند. جوانان با زبانی تازه که آنرا ترانه نوین می نامند به جنگ کهنکی و کهنه پرستان آمده اند و دیگر بازار زلف یار و گیسوی معشوق از سکه افتاده .دلکش ،مرضیه ، الهه ،بنان و کهنه گویان ،جای خود را به گوگوش ،رامش  ،عارف ،داریوش ،ابی و ... داده اند و ترانه نوین  با زبانی مدرن هوای تازه ای را فریاد می زند . اما به یکباره مصاحبه ای جنجالی دنیای موسیقی مملکت را تحت شعاع قرار می دهد .        بانو دلکش خواننده ی کهنه کار و پیشکسوت طی مصاحبه ای جنجالی با هفته نامه جوانان ،به جنگ ستارگان نو رسیده می آید و با جملاتی تحقیر آمیز خوانندگان جوان چون گوگوش ،رامش ، عارف و... را کاریکاتور خواننده می نامد تا موجی از عقاید موافق و مخالف را برانگیزد . بزرگان ترانه و موسیقی یک یک به پاسخ گویی می پردازند و از بینش خود دفاع می کنند .                     

                          هفته نامه جوانان ،20 مرداد 1354 

  اردلان سرفراز:خانم دلکش ، دیگر برای صدای خواننده «دنگ سنج » نمی گذارند .

      اردلان سرفراز،ترانه سرای معروف گفت:امروزه معیار صدا عوض شده ،کسی مثل «بری وایت» معبود میلیونها جوانست در حالیکه به تصدیق خیلی ها صدایش شبیه گاو است . اگر جوانها از خوانندگان قدیمی پیشی گرفته اند گناهی متوجه اشان نیست که چوب تکفیر بخورند . این جبر زمان است که معیارها را عوض کرده . الان کسی دنبال شش دانگ و یک دانگ صدا نیست ،صدا باید حاوی حس و پیام باشد و خواست شاعر را در شنونده القا نماید . به نظر بعضی ها صدایی مثل صدای  شماعی زاده ممکن است خوشایند نباشد ولی چون صدای او القا کننده کامل است می بینم که با بهترین خواننده های مرد رقابت می کند . تصور می کنم معقول تر آن باشد که به جبر زمان تن بدهیم و این تن دادن سابقه درخشان هنری کسی چون  خانم دلکش را از بین نمی برد . به عقیده من با خاطره ها نمی شود زندگی کرد و به عبارت دیگر پهلوون زنده را عشق است . صدای دلکش برای من هم خاطره انگیز و قشنگ است  ولی این دلیل نمی شود که صدای جوانها را دوست نداشته باشم . اگر قرار است از صدای آواز و چهچهه لذت بریم همین لذت را می توان از یک سازکوک شده بدست آورد ،بنابراین صدایی که از دهان خواننده خارج می شود همان کلمات است که چنانچه حس در آن نباشد به درد نمی خورد و ارزش ندارد . من از خواننده های خودم  فقط حس می خواهم . در شروع کارم ، با این ها کار می کنم ! دلیلش خیلی واضح است . من برای صدای خواننده «دنگ سنج »نگذاشته ام که چند دنگ می خوانند . وقتی سنجیدم دیدم درصد دریافت حس و فرهنگ این دونفر بالاتر از تمام کسانی است که اشعار مرا خوانده اند و به همین جهت با آنها کار کردم . ممکن است «شماعی زاده» نتواند مثل «ایرج» چهچهه بزند و دل ای دل بگوید ولی من از صدای او بیشتر لذت می برم چرا که ایرج با خواندن خود هیچ گونه هیجان، حس و حرکتی با صدایش در من شنونده ایجاد نمی کند . فعلا زمان ، خواهان جوان هاست .آنهایی که با صدای خود هیجان و حرکت همراه دارند بدون شک یکروز هم خواهد رسید که عده ای شاعر ،خواننده و آهنگساز می آیند که حرفشان تازه تر از ماست و ما مجبور به سکوت و عقب نشینی هستیم و در آن موقع تنها دلخوشی ما بایداین باشد که اسممان در گوشه ای از تاریخ موسیقی این مملکت ثبت می شود .     

        منوچهر سخایی :موسیقی جوانان را به حال خودش بگذارید.                               

  در مورد موضوعی که خانم دلکش مطرح کرده اند نظر من این است که این تب ، یکی دیگر از مظاهر اختلاف دیرینه میان سنت پرستان و تجدید نظر طلبان بر سر موسیقی ایرانی است و بهتر است از این فرصت نه برای دامن زدن به اختلافات و ایجاد کینه و نفاق بلکه برای طرح مسایل موسیقی ایران استفاده شود. در ایران، موسیقی ملی و سنتی داریم که یادگار و بازمانده قرون و اعصارگذشته است و مسلما با خون ما عجین شده و بیش از هر نوع موسیقی دیگری از آن متاثر می شویم . این موسیقی ملی و سنتی به این جهت با گذشت قرون و اعصار پایدار مانده که با بهره گیری از افکار و احساسات بزرگان شعر و فلسفه ایران بوجود آمده و به مرورزمان با آن احساس و  اندیشه های عرفانی عجین گشته است ،به طوری که می توان گفت :موسیقی سنتی ایران جز در مواردی که شکل مرثیه خوانی به خود می گیرد درحقیقت برای بازگو کردن و جلوه دادن به آن اشعار و اندیشه های عرفانی ایجاد شده و به همان نحو شکل گرفته است پس به این نتیجه می رسیم که جوانان ما یعنی کسانی که هنوز فرصت آشنایی با این اندیشه ها را نیافته اند و اصولا درک این مسایل علاوه بر مطالعه، احتیاج به شکل گرفتن احتیاجات شخصی در برخورد با مسایل حیات دارد حق دارند که از این موسیقی چندان چیزی نفهمند و از آن متاثر نشوند . بچه ها از قصه شاه پریان لذت می برند و جوانان محو قهرمانان شاهنامه می شوند ،جوانان با غزلهای پرشور و لبریز از عشق سعدی آشنا هستند و میانسالان متوجه زیبایی دیگری می شوند و حیرت زده خود را در برابر دریای بی انتهای اندیشه هایی چون اندیشه مولانا می بینند . موسیقی سنتی ما که دلیل بقا و دوامش بهره گیری از احساسات و اندیشه هایی این چنین ژرف و در عین حال دیر هضم است چگونه می تواند موسیقی یک ملت در هر شرایط روحی و سنتی باشد بنابراین از سنت پرستان خواهش می کنم دلواپس موسیقی سنتی ما نباشند  ،اگر دلشان برای از دست رفتن  موسیقی سنتی ایران شور می زند دلیلش این است که آنرا خیلی دست کم گرفته اند . اگر روزی برسد که اشعار حافظ ،سنایی ،عراقیو عطار فراموش بشود آن وقت جایی هم برای این موسیقی نیست . موسیقی جوانان را به حال خودش بگذارید و مطمئن باشید که اگر سر بسرش نگذارید خیلی زودتر تکلیف خودش را معلوم می کند و اصل و نا اصل از هم جدا می شوند. امروز در شرائط خاصی زندگی می کنیم که اصل شکوفایی هنرها و استعدادها است که در چندین قرن گذشته سابقه نداشته است.ما در پنجاه سال اخیر به تدریج با دنیای خارج و دنیای غرب آشنا و به دلیل مبادلات هنری،مطبوعاتی و فرهنگی و توسعه وسائل ارتباط جمعی تا اندازه ای با آنها قاطی شده ایم ،قبول کرده ایم که ضمن حفظ سنتهای خودمان از تکنیک پیشرفته غرب استفاده کنیم.این اصل در موسیقی ما هم می تواند مورد عمل قرار گیرد یعنی ما مجاز هستیم ضمن حفظ ویژگیهایموسیقی ملی خودمان از اصول موسیقی علمیو بین المللی و تکنیک موسیقی جهانی بهره گیری کنیم. فراموش نکنیم که یکی از خصوصیات یک هنر اصیل ،قابلیت انطباق آن با با شرائط و اوضاع و احوال گوناگون است. پس بگذارید جوانان ما آزمایش کنند که آیا موسیقی ملی ما قابل تطبیق با خواستهای امروز مردم ما هست؟ و آیا قابلیت گذشتن از مرزها را دارد ؟برای رسیدن به این هدف باید دست و بال جوانان وهنرمندان را باز گذاشت که تجربه کنند مسلما ناهنجاریهایی وجود خواهد داشت ولی میوه شیرینی دهد پرمنفعت.           

     پرویز مقصدی(آهنگساز ):در دوره ما هیچ کس نمی تواند  با گردن کلفتی به مردم بگوید تو آواز مرا گوش کن .  

 متاسفم که این حرفها از دهان خانم دلکش در آمده و نمی دانم ایشان تحت چه شرائطی چنین گفته ،بدون این که منطق و دلیلی داشته باشد . خانم دلکش مگر نمی داند که خواننده را مردم می پذیرند .کسی که با زور و گردن کلفتی نمی تواند صدایش را به کسی تحمیل کند و بگوید صفحه من را بخر یا به صدای من گوش کن . زمانی دلکش را انتخاب کردند و حالا هم همین مردم گوگوش وعارف را می خواهند .برخلاف سابق که خانم دلکش می خواند ،حالا مردم خیلی زودتر از خواننده سیر می شوند و اگر خواننده ای به دنبال تنوع و تازه ها نباشد فی الفور از میدان رانده می شود . خانم دلکش :زمانی شما با بودن سه ،چهار خواننده سالها بر مسند بودید ولی خوانندگان فعلی اطرافشان پر از صداهای تازه است و ماندن در این میدان کاری سخت و دشوار است. شما ظرف سی سال فعالیت هنری ،چند آهنگ خواندید ،کدام ترانه را از خود به جا گذاشتید . مگر می شود با چهچهه زدن سالیان سال خواننده بود ، کارکرد یک جوان امروزی را که چند سالی است می خواند با کار خودت که سالها خواندی مقایسه کن و انصاف بده کدام یک بیشتر تحرک و شورو حال داشته اید . مگر می شود با سی ، چهل ترانه ظرف مدت سی سال زندگی کرد و مرتب با خاطره ها دلخوش بود . در خاتمه می گویم خانم دلکش ، کار خوبی نکردی . جوان ها به عنوان پیشکسوت برایت احترام قائل بودند و شما این احترام را هم از بین بردی.     

   تورج شعبانخانی (آهنگساز) :خوانندگان جوان به لباس و پوستر و اتومبیل بیشتر توجه می کنند تا به خوانندگی.

           تورج سازنده آهنگهای لانه مور،همسفر، شهر خالی که خود به جرگه خوانندگان پیوسته و از صدای خوبی برخوردار است گفت:از این که خانم دلکش پیشکسوت و قدیمی هستند شکی نیست ولی بایستی به جای راندن این و آن برای دیگران میدان فعالیت فراهم آورد و تجربیات خود را در اختیار جوان ها قرار دهد . زمانی خانم دلکش از شهرت فراوان برخوردار بودو حالا نوبت دیگران است. برای من که آهنگساز هستم صدای دلکش قشنگ است و از آن خاطره دارم ،برای خوانندگان جوان بایستی مکتبی ایجاد کرد که بدانند چه کاراکتری باید داشته باشند و روی خوانندگی خود بیشتر از موارد دیگر تکیه کنند . خوانندگان کنونی در حال حاضر به تجمل و ظاهر بیشتر اهمیت می دهند تا صداو خواندن. خواننده امروزی شصت نوع پوستر از خود چاپ می کند ، مرتب ماشین عوض می کند ،سعی دارد آخرین مد را بپوشد در حالی که بیش از یکی دو ترانه نخوانده است . عقیده دارم هیچ یک از خوانندگان کنونی به حد اعلای خوانندگی نرسیده و در این مملکت  جز موسیقی سنتی که کسانی مثل بنان،محمودی خوانساری ،شهیدی مقام خوبی را دارا می باشند دیگران را نمی شود به عنوان خواننده خوب اسم برد     

                                                                32 سال بعد         لس آنجلس امریکا-سال2007                     

    موسیقی با ضرباهنگ شدید تر در تمام دنیا کارش را ادمه می دهد . خوانندگان جوان بازار موسیقی را قبضه کرده اند . صداهای تازه یک یک وارد صحنه می شوند و جای بزرگان را از آن خود می کنند . حسن شماعی زاده که بدون شک که یکی از اسطوره های آهنگسازی ما نیز محسوب می شود طی مصاحبه ای با سایت فارسی بی بی سی  به انتقاد از خوانندگان جوان پرداخته و فرموده اند :در هیچ جای جهان به اندازه ایران خواننده بد صدا وجود ندارد . البته ایشان در این مصاحبه عنوان نفرموده اند که خود بزرگوارشان در کجای این تقسیم بندی قرار می گیرند . شماعی زاده که پس از ساختن چند آهنگ برای گوگوش در سال 51 هوس خوانندگی به سرشان زد به اعتقاد همگان یکی از بدترین صداهای تاریخ موسیقی این مملکت به حساب می آیند که بعد از انقلاب ترانه هایی چون امشب دل من هوس رطب کرده ، دختر مردم پکرم کرده و....را اجرا کردند . نمی دانم شما تا چه اندازه به این ظنز دردناک تاریخی پی برده اید اما دعوای پیش کسوتان (کهنه گرایان)و جوانان (نوگرایان ) یکی از حقایق دردناک تاریخی است که دهه ها به شکل متمادی تکرار می شود . خواننده جوان دیروزی که حالا به آخر خط رسیده به انتقاد از تازه واردین می پردازد و باور نمی دارد که هر شروعی یک پایان دارد .