نوشته شده توسط:hamid
آرش سزاوار

روزی عقابی
ترانه و ملودی : آرش سزاوار
خواننده: یاور اقتداری
چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی
تکرار کند قصه ی روزی و عقابی
این آینه ی سنگی مغرور، چه بیند
جز خویش، که در دایره ی خویش نشیند
تردید ندارم که جهان زیر پر اوست
هر ره که رود سایه ی او همسفر اوست
این مرغ ، گذر از پل تدبیر ندارد
شاید خبر از گردش تقدیر ندارد
روزی که بگیرند از این چهره نقابی
وقت است کبوتر بزند نوک به عقابی
چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی
تکرار کند قصه ی روزی و عقابی
دوست نازنین پدرام عزیزاز سایت iranoldies در پرسشی از من در رابطه با سراینده ی ترانه ی حسود با صدای داریوش پرسیده و عنوان نمودند که در همه جا از ایرج رزمجو به عنوان ترانه سرای این ترانه یاد می کنند و چرا من از آرش سزاوار نام برده ام.
این موضوع بهانه ای شد تا از یکی از بهترین ترانه سراهای ایران یادی کرده باشم.
نخستین بار مصاحبه ای از آرش سزاوار را در هفته نامه اطلاعات هفتگی سال 51 13 دیدم که به شدت از افرادی که ترانه های ایشان را به نام دیگران مصادره کرده بودند گلایه داشت . در آن مصاحبه ایشان از همکاری هایش با داریوش ، گوگوش ، افشین ، فریدون فروغی ، نلی ، رامش و گیتی یاد کرده بود و چندی از ترانه هایش را نیز نام برده بود . ترانه هایی چون قصه ی قلب دو رنگی (نلی) ، زندون دل و غم تنهایی اسیرت می کنه ( فریدون فروغی ) و نمیاد نمیاد ( گوگوش) را از نمونه آثارش محسوب می نمود.
این مطلب را در سال 1381 خوانده بودم .همکاری ایشان با خوانندگان مختلف برایم محل سئوال و تعجب نبود ولیکن عنوان همکاری با داریوش سخت برایم تعجب برانگیز بود.چرا که تمام ترانه های داریوش را از بر می دانستم و از منبع درج ترانه سراهای ایشان که همانا سایت داریوش بود نیز چنین نامی را ندیده بودم.
تا این که به این سند دسترسی پیدا نمودم ومعما برایم حل شد.
آرش سزاوار کار حرفه ایش را از سال 1351 آغاز نمود و با ترانه نمیاد با صدای خانم گوگوش و ملودی حسن شماعی زاده شهره شد.
آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد صدای گریه بارون توی ناودون نمیاد
در همین سال ایشان ترانه ی حسود را بر ملودی پرویز مقصدی و با صدای داریوش منتشر نمودند . ترانه ای که 5 سال بعد و در سال 56 بار دیگر و این بار با صدای مرجان منتشر شد.
تو سینه این دل من می خواد آتیش بگیره مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره
یکی حالا پیدا شده قدر اونو می دونه رگ خواب یار من و رقیب من می دونه
اما مطمعنا شاخص ترین کار آرش سزاوار در این سال دو ترانه و آهنگ جاودانه با صدای فریدون فروغی است.
زندون دل و غم تنهایی اسیرت می کنه دو ترانه ای بودند که باعث شهرت فریدون فروغی شدند اگر چه یک سال پیش از این تاریخ فروغی خود 2کار دیگر نیز منتشر کرده بود.
غم تنهائی اسیرت می کنه تا بخوای بجنبی پیرت می کنه
و یا
عمریه غم تو دلم زندونیه دل من زندون داره تو می دونی
هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه می گه من دوست دارم تو می دونی
جالب است که بر روی صفحه زندون دل به اشتباه نام ویلیام خنو آهنگساز به عنوان ترانه سرای این اثر آمده که در نوع خود جالب است.
آرش سزاوار از معدود ترانه سرایانی است که کار ملودی سازی را نیز انجام میداد .
از دیگر آثارپیش از انقلاب آرش سزاوار می توان به ترانه های کی صداکرد من و ( مرجان ) ، ملودی ترانه ی سکه ماه (مرجان) ، نفس های تو ( مرتضی) ، اومدی ( شهره)، عروس نقره پوش ( رامش) ، گل هزارپر (گوگوش) اشاره کرد.
اما به اعتقاد من شاخص ترین آثار آرش سزاوار محصول فعالیت دوباره ایشان از سال 76 به بعد و همکاری ایشان با یاور اقتداری است. نخست ، ترانه ی روزی و عقابی که برای سریالی به همین نام ساخته شد.
چشمی که به شب بنگرد از پشت نقابی تکرار کند قصه روزی و عقابی
و آلبومی به نام آسمونی با صدای یاور اقتداری که از ساخته ها و سروده های آرش سزاوار است.ترانه هایی چون صدایم کن ، پیر تار زن و جوانه و از همه معروف تر ایران من .
به اعتقاد من زیباترین اثر این آلبوم ، ترانه ی جوانه است البته مهم تر از همه اجرای بی نهایت زیبای یاور اقتداری .
جوانه زیر باران
پرنده در بهاران
نفس در سینه ی این خاکیان سبز
چراغ روشن افلاکیان سبز
زمین سبز ، آسمان سبز
کران تا بیکران سبز
می کارم جنگلی ، بارش همه سبز
به دامانی که کوهسارش همه سبز
هراسم از تگرگ و از تبر نیست
مرا جز کاشتن ، فکری دگر نیست.
اخیرا نیز آلبومی با صدای خواننده ای تازه به نام سولماز منتشر گردید که تعدادی از آثار آرش سزاوار بدون اجازه ایشان در آن جا گرفته. البته نکته جالب ترانه هایی از ایشان است که پیش از این با صدای یاور اقتداری منتشر گردیده که باعث اعتراض رسمی آرش سزاوار نیز گردید.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای تمامی هنرآفرینان این دیار.
هفته نامه جوانان دوشنبه 16 فروردین 1355
آرش : به خاطر بدقولی «رامش» دیگر ترانه نمی سرایم.
آرش ترانه سرای معروف هفته گذشته اعلام داشت که خست و بدقولی های رامش او را به تنگ آورده است.
آرش درباره ناراحتی خود به خبرنگار ما گفت:
دو سال به خاطر بیماری قلبی بستری بوده و از هر گونه فعالیت هنری خود را دور نگه داشتم و دلم به ترانه های قدیمی و معروف خود «نمیاد» گوگوش ، «حسود» داریوش ، «غم تنهایی» فروغی و «قصه قلب دو رنگی » نلی خوش بود.
سرانجام چند ماه پیش با انرژی تازه فعالیت خود را با «آخرین اسم آوازم» با صدای شماعی زاده شروع نمودم و بعد به دعوت «رامش» خواننده معروف ، ترانه ی «عروس نقره پوش » را بروی آهنگی از ناصر چشم آذر ساختم و رامش ضمن این که با همین ترانه تکانی خورده و موقعیتی بدست آورده به من وعده وعید فراوانی داد.
رامش حتی گفت می خواهم قرارداد دو سه ساله ای با هم ببندیم و دستمزد کلانی نیز پیشنهاد نمود. شاید تعجب بکنید ولی حقیقتی است که خانم رامش دستمزد اولین ترانه ام را نیز هنوز نداده و مرتبا مرا سر می دواند و هر گاه برای این منظور تلفن می کنم مرا به دیگران پاس می دهد و یا وعده سر خرمن!
راستش تا به حال درباره خست رامش خیلی چیزها شنیده بودم ولی تا برای خودم ثابت نشده بود باور نمی کردم.
شاید برای من مساله مادی این قضیه مهم نباشدولی این همه ناسپاسی و پشت پا به زحمت و محبت، مرا دیوانه می کند. باید اضافه کنم در این میان با گوگوش با ترانه تازه«گل هزارپر» که از برنامه نوروز پخش شد همکاری آغاز نموده و ترانه «ترا می پرستم » را نیز برایش آماده کرده ام و این همه سپاسگزاری و محبت گوگوش شرمنده ام می کند واز ناسپاسی و خست رامش در عجب مانده ام .
حالا یا من دستمزد خود را به طور کامل از رامش می گیرم و او را به وظیفه اش آشنا می سازم و یا در صورت شکست ترانه سرائی را می بوسم و کنار می گذارم.
نیمکت خاطرات
بهروز وثوقی . هفته نامه ستاره سینما شنبه 19 مرداد 1353

نوشته شده توسط:hamid
پرویز مقصدی درگذشت.
.jpg)
«پرویز مقصدی آهنگسازی که ساخته های او را 90 درصد خوانندگان معروف جوان اجرا کرده اند از چندی پیش با همکاری فرشید رمزی یک برنامه واریته برای تلویزیون اجرا می کند که روزهای یک شنبه از تلویزیون ملی پخش می شود . پرویز مقصدی در این برنامه سعی دارد از صداهای تازه و آماتور استفاده کند زیرا هدف تلویزیون از این برنامه واریته ، شکوفا ساختن استعدادهای تازه در ترانه خوانی است. تاکنون اونیک و داریوش در برنامه مزبور خوش درخشیده اند و این روزها پس از ترانه ی می تونی مشت من و وا بکنی ، ترانه به من نگو دوست دارم که با صدای داریوش اجرا شده جز ترانه های روز می باشد .»
مطلب فوق را هفته نامه اطلاعات هفتگی 38 سال پیش به تاریخ جمعه 2 مهر 1350 برای معرفی داریوش نوشت.
راستی برایمان فرق می کند که پرویز مقصدی کیست؟
در وانفسایی که باید ایستاد و فرود آمد ، بر آستان دری که کوبه ندارد ، پرویز مقصدی نیز به دیدار دربان شتافت.
آری ، پرویز مقصدی نیز راهی شد.
خوشحالم از آن جهت که در زنده بودنش از او یاد کردم. تصویرش را برای نخستین بار منتشر کردم تا بدان جا که تلویزیون صدای امریکا voa نیز از تصویر منتشر شده در این سایت در مصاحبه با خانم گوگوش استفاده نمود.
به اعتقاد من هیچ هنرمندی به اندازه ی او اعتراضش را عریان نکرد. بسیارانی شعار اعتراض و معترض بودن را سر دادند و باورها و اندیشه های درونیشان را ابزار و شعار تحمیق دیگران قرار دادند اما او بود که اعتراض و عصیان را به فریاد رساند. فریادش اما سرشار از سکوت بود.
پرویز مقصدی پس از خروج از کشور در سال 1356 دیگر در هیچ فعالیت هنری شرکت نکرد، با هیچ خواننده ای همکاری نداشت و خوانند گانی را که خود به جامعه معرفی کرده بود دیگر در ملودی هایش شریک نکرد تا آنان را سر ببرند. چقدر این اواخر به دنبال او بودم تا از کانال هایی او را یافته و به حرف بکشانم. تنها می دانم که در شرایطی نه چندان مطلوب در شمال امریکا زندگی می کرد و روزها را در کنار پیاده رو می گذراند و برای عابرین گیتار می نواخت. این است حکایت او.
تمام سوپراستارهای امروز و دیروز ، شهرتشان را مدیون اویند. مگر می شود این همه خواننده را به عرش نشاند و خود در فقر و درد روزگار گذرانید.
پرویز مقصدی از نسل اول آهنگسازان موسیقی پاپ ایران بود. فعالیت هنری اش را از سال 1336 آغاز نمود.
از دهه ی اول ملودی سازان پاپ دیگر تنها عطا اله خرم باقی مانده است. سورن الکساندر ، پرویز اتابکی و پرویز مقصدی هر سه ظرف مدت 2 سال اخیر درگذشتند.
اوج فعالیت های هنری مقصدی در بین سالهای 46 تا 51 بود. او در این سالها با ترانه سرای جوانی چون ایرج جنتی عطایی همکاری نمود و ملودی های شاهکارش بسیارانی را در موسیقی پاپ به شهرت رسانید.
آهنگ هایی که 40 سال پس از میلادشان هم چنان بر سر زبان ها هستند.
.jpg)
قصه وفا (گوگوش ) ، دریاچه نور ، برگشته مژگان ( عارف) ، گل سرخ( ویگن) ، گل بی گلدون(گوگوش) ، کلاغ ها ( منوچهر سخائی) ، به من نگو دوست دارم، تنگه غروبه ( داریوش) ، از مشهورترین ساخته های اوست.
جالب است که بسیاری از خوانندگان کارشان را با او آغاز نموده اند. گوگوش نخستین آهنگ اختصاصی اش را در سال 1347 با آهنگ او به نام قصه وفا منتشر کرد. داریوش نیز با آهنگ به من نگودوست دارم در تابستان سال 1350 معروف شد. اونیک( می تونی مشت من و وا بکنی 1350) ، مرتضی با ( عشق زودگذر 1351) ، لیلا فروهر با ( دلم تنگه 1353 ) ، مرجان با ( دودونه 1356 ) ، احمدرضا نبی زاده با ( امون از دل مو 1356) ، آرتوش ، کیوان ، افشین مقدم ، نلی ، ماسیس ،حمید شب خیز همگی با او کارشان را آغاز نمودند.
مقصدی در دهه 50 با تاسیس دفتری هنری در تهران ، به خدمت به کارورزان جوان پرداخت و راهنمایی مهربان بود.
عارف در گفتگوئی بیان می دارد که زمانی که آهنگ دریاچه نور پرویز مقصدی بسیار گل کرده بود ، ویگن هم به مقصدی مراجعه کرد تا آهنگی در این سطح برایش بسازد و او هم گل سرخ را نوشت که بسیار هم مورد توجه قرار گرفت.
آهنگ های پرویز مقصدی در پیش از انقلاب ( 68 آهنگ شناخته شده)
1) ویگن:
گل سرخ( شعر: ایرج جنتی عطایی) ، غروب آشنایی( ایرج جنتی عطایی) ، تنهای تنها( تورج نگهبان1347)
2) عارف:
دریاچه نور، دیشب خواب تو را دیدم(1347) ، آدم برفی و دلم باور نداره ( شهیار قنبری) ، برگشته مژگان( جنتی عطایی ) ، زیر باران( نظام فاطمی) ، بیگانه ، نصیحت( کریم محمودی 1350)
3) رامش:
بلم رانان ( جنتی عطایی)، بیا یک بوس بده با ضیا ، چی می شه ( ایرج رزمجو) ، نم نم باران و دیگه بسه دل من ( جنتی عطایی 1349 ) ، دریا دریا و بی تو من کسی ندارم ( جنتی عطایی 1349 ) ، اسیر ، بی تو دلم تنگه ( جنتی عطایی ) ، فراموشم بکن مادر ( 1349 )
4) گوگوش:
قصه وفا ( جنتی عطایی 1347 ) ، دیگه گل وا نمی شه ، می خوام آروم بگیرم ( جنتی عطایی )، حالا باور بکنم یا که باور نکنم ، ( ذبیح بدافی ) ، گاهی خنده گاهی گریه ( مسعود هوشمند) ، بیقرار( جنتی عطایی) ، ساحل و دریا و گل بی گلدون( هوشنگ توفیقی) ، گریه کن ای قلب من( جنتی عطایی 1349) ، دل تنگم بناله ( جنتی عطایی) ، بیا که آرزوم همینه ( جنتی عطایی 1349) ،
5) داریوش:
به من نگو دوست دارم( مصطفی جاویدان 1350) ، تنگه غروبه با کیوان و ماسیس ( کریم محمودی 1350) ، لالایی( ایرج رزمجو1350) ، عشق بی حاصل( جنتی عطایی1350) ، گذشته های دور ( 1350 ایرج رزمجو) ، چی می شه گفت به این دل دیوونه (ایرج رزمجو1350) ، غم عشقت من و داغون می کنه با کیوان و افشین( مینا اسدی 1350) ، شیطنت با کیوان و افشین( رضا شمسا1350) ، حسود ( آرش سزاوار1351 ) ، تلافی ( ایرج رزمجو1351) ، داد از این دل ( 1356 باباطاهر)، مار در محراب ( جنتی عطایی) ،
6) گیتی:
دل من گریه نکن( سعید دبیری) ، سرگذشت ، دیوار جدائی( جنتی عطایی) ؛ شادی با من قهره ( کریم محمودی 1350) ، عشق اول و آخر ( مسعود هوشمند) ،
7) منوچهر سخائی:
کلاغ ها( نوذرپرنگ 1349) ، لالائی (جنتی عطایی 1349) ، بذار امشب بخوابم( جنتی عطایی 1349) ،
8) افشین مقدم:
وقتی می گم دوست دارم ( مینا اسدی ) و ....
9) اونیک:
می تونی مشت من و ابکنی ( تورج نگهبان 1350) ، کی می خواد آتیش میون من و تو وا بکنه ( کریم محمودی 1350) ،
10) مرتضی:
عشق زودگذر ( مسعود هوشمند 1351 ) ، چلچراغ ( مسعود هوشمند 1355)
11) لیلافروهر:
دلم تنگه ، ماهی تنگ بلور( اردلان سرفراز 1353) ،
12) بتی :
پل ، ستاره ( اردلان سرفراز)
13) مرجان :
دودونه ( 1356)
14) احمدرضا نبی زاده :
امون از دل مو ( باباطاهر1356)، هیزم نیمه نیمه ( مسعود هوشمند 1356) ، رفته از دست ، وای که دلم( اردلان سرفراز 1356) ،
15) شهره :
تعبیر( حسین بی غم 1356) ، اشک من ( مسعود هوشمند1356) ، حامی ( بی غم 1356)
آخریم مصاحبه پرویز مقصدی در آبان 1356 با مهدی ذکائی و مجله جوانان
.jpg)
هفته نامه جوانان دوشنبه 16 آبان 1356
پرویز مقصدی : من هرگز فکر نمی کردم«خوانندگان »اینقدر نمک نشناس باشند.
مقصدی نمی داندباید کجا زندگی کند؟ به امریکا بازگرددیا بماند.
پرویز مقصدی آهنگساز مشهورکه برای اقامت همیشگی به امریکا مهاجرت کرده بود بعد از چند ماه دلش هوای وطن کرد وبه ایران بازگشت و حالا بر سر دو راهی مانده که بماند یا برگردد.خبرنگار جوانان که از بازگشت وی اطلاع حاصل کرده بود به دیدار وی شتافت و با وی به گفتگو نشست.
مقصدی چه گفت:
مقصدی در پاسخ این که چرا زندگی خود را فروختی و به امریکا رفتی در حالی که کار تو و آثار تو ایرانی است و متعلق به این مملکت گفت : راستش بزرگترین عامل سفر پر از دلتنگی من به امریکا نمک نشناسی خوانندگان بود که از فکر و ذهن و اثر من به همه چیز رسیدند و قدر نشناختند.
20 سال پیش
مقصدی به خبرنگار جوانان گفت: بیست سال پیش وقتی اولین آهنگهای خود را برای اجرا به خوانندگان سپردم هیچ گاه فکر نمی کردم تا این حد دستم بی نمک و خوانندگان نمک نشناس باشند. شما کافی است نگاهی به کارنامه زندگی خصوصی و هنری هر آهنگسازایرانی بیاندازید و بفهمید که درد بزرگ من چیست؟
من به عنوان آهنگساز در حقیقت خالق اثر هنری هستم و در این میان خواننده به همه چیز می رسد و من هنوز اندر خم یک کوچه ام. هر بار که خواننده تازه نفسی پیش من آمده ، آنقدر مودب ، مهربان و محجوب بوده که دگرگون شدم و گفتم که مقصدی خودشه ...همون کسی که دنبالش می گشتی ...همون که قدر زحمات تو را خواهد دانست و نمک نشناسی نمی کند . وقتی اولین آهنگ را به او می سپردم هنوز سربزیر و آرام بود ولی وقتی با دومین و سومین آهنگ جان می گرفت و نامه های عاشقانه دخترها ، پیشنهادات و قراردادها را پیش چشم می دید رنگ عوض می کرد و دیگر مرا نمی شناخت.
باورتان می شود ؟ همین عکس العملها و همین قصه های غم آلود تکراری آهنگسازوخواننده مرا ناامیدو دل شکسته ساخت و ناگهان تصمیم گرفتم برای همیشه به کشوری غریب بروم.و آنجا برای غریبه ها آهنگ بسازم و یا اصلا برای دل خودم بسازم و به کار آزاد بپردازم و زندگی را بگذرانم.
تحول در موزیک
حتما می دانید که من اولین آهنگسازی بودم که در موزیک ایرانی تحولی بزرگ و دور از انتظار بوجود آوردم وبا کمک هارمونی غرب، ملودی های ایرانی را دچار دگرگونی ساختم و یک موزیک مدرن به مردم ارائه دادم. در این راه خوانندگانی را ساختم و به شهرت و محبوبیت و ثروت رساندم . حتما خودتان می دانید:
ویگن، گوگوش ، آرتوش، رامش، عارف، داریوش، افشین مقدم، کیوان ، نلی، ماسیس، اونیک ، لیلا فروهرو بالاخره مرجان که البته هنوز به درستی این آخری را بررسی نکردم و امیدوارم غیر از بعضی همکاران خواننده باشد.
گردن کج
بعضی از این دوستان خواننده را به یاد می آورم که با گردن کج و لبخند معصومانه نزدم آمدند ، آهنگهایم را خواندند و وقتی جیبشان پر پول شد ناگهان همه چیز را فراموش کردند ، حق شناسی و قدردانی که نکردند هیچ، بنده را به جا هم نیاوردند و از همه اینها گذشته کلی هم طلبکار شدند ، چون به اصطلاح خرشان از پل گذشته بود ، من که ابتدا جناب آقای پرویز مقصدی بودم کم کم آقای مقصدی بعد پرویز آقا ...بعد پرویز آنگاه اون آهنگسازه شدم.و بعد دیگر مورد شناسایی هم نبودم . راستی افسوس ندارد ناامیدی و دلسردی بوجود نمی آورد؟
آهنگهای موفق
مقصدی ادامه می دهد: من آهنگهای موفق را ساختم ، خواننده به ثروت ، محبوبیت، و ویلا و اتومبیل آخرین سیستم و موقعیت عالی رسید . کمپانی نوار وصفحه بر اندوخته بانکی خود افزود و من در پرداخت قسط ها واماندم و مجبور شدم شب و روز با هم کار کنم و تنها دلم خوش بود که گاه در جائی نام من نیز همراه فلان آهنگ موفق بیاید ولی چه فایده ؟ این قسمت آخری هم چنگی به دل نمی زند چون دیگر هر کسی از راه رسیده آهنگساز و خالق اثر شده است. هر کسی دنبال شعر و آهنگ دوید و به نتیجه نرسید ناگهان خودش آهنگساز وترانه سرا شد چون ضابطه و مقررات و قانونی ندید.
خب !من این ها را دیدم .دلم گرفت ، مدتی سکوت کردم و بعد هم ویلا و اثاثیه خود را فروختم و با همسر و بچه هایم به امریکا رفتم تا برای همیشه در این دیار بمانم ولی بعد از چند ماه دیدم یک آهنگساز که در فضای ایران بزرگ شده و آثارش را خلق کرده در دیار غریب دلش می گیرد و شدیدا احساس غربت می کند حالا برگشته ام تا آخرین تصمیم خود را بگیرم ....که آیا با این وضع بسازم و دم نزنم و یا برای همیشه دست از کار بکشم و راهی دیار غریب بشوم ...حالا تنها یک دو راهی بزرگ روبروی خود دارم و یک تصمیم عاقلانه و قطعی . بمانم یا بروم ؟ به هر حال در این باره فکر خواهم کرد.
توضیح از مدیر سایت: شاید اکنون بدانید که پرویز مقصدی چرا 30 سال سکوت کرد. دردا به حال این جامعه هنری .
نیمکت خاطرات:
از این پس آیتم جدیدی به سایت اضافه نمودم . در این بخش بر روی نیمکت خاطرات خواهیم نشست و تصاویری از هنرمندان دیروز را با شما قسمت خواهم کرد.
ابن بار: فرزان دلجو و آیلین .هفته نامه جوانان 21 مهر 1354

پرویز مقصدی درگذشت. جمعه 14 فروردین 1388
ترانه های اردلان سرفراز یکشنبه 13 بهمن 1387
برای قلندر ترانه:اردلان سرفراز(قسمت اول) جمعه 4 بهمن 1387
برای قلندر ترانه :اردلان سرفراز (قسمت دوم) جمعه 4 بهمن 1387
عصر طلایی برای آواز خوان های جوان چهارشنبه 1 آبان 1387
چهارشنبه 20 شهریور 1387
چهارشنبه 13 شهریور 1387
جمعه 28 تیر 1387
بخش دوم مصاحبه با مسعود امینی ترانه سرا سه شنبه 31 اردیبهشت 1387
یکشنبه 15 اردیبهشت 1387
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387
پنجشنبه 15 فروردین 1387
دوشنبه 20 اسفند 1386
یکشنبه 28 بهمن 1386
لیست آخرین پستها
تبلیغات